حکم بریدن دست سارق در اسلام
حکم بریدن دست سارق در اسلام
دین اسلام ، دینی کامل و بدون نقص است و تمام احکام ان مبتنی بر فطرت ، منطق و شناخت کامل از انسان ها و روابط انها است و تمامی احکام اسلام فلسفه ایی بزرگ دارد که نشانه عمق توجه اسلام بر وضع احکام است.
یکی از احکام تامل برانگیز ، قاطع ، سخت گیرانه و بازدارنده دین اسلام حکم بردیدن دست سارق است .
این حکم به صورت صریح در قران مطرح شده است و سنت پیامبر و امامان نیز مهر تاییدی بر این حکم زده است. بر اساس اسلام اگر زن و یا مردی مرتکب دزدی شود ، مجازات ان ، بریدن دست او است.
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَکيمٌ ( آیه 38 سوره مائده )
دستان مرد دزد و زن دزد را به سزای آنچه کرده اند و بواسطه و مجازاتی ازناحیه خدا ، قطع کنید وخدا مقتدری شکست ناپذیر وحکیم است. ( تفسیر المیزان )
دست مرد دزد و زن دزد را ، به کیفر عملی که انجام داده اند ، بعنوان یک مجازات الهی ، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است. ( آیت الله مکارم شیرازی )
فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ ( آیه 38 سوره مائده )
پس هر کس بعد از ظلمش توبه کند و آنچه را فاسد کرده اصلاح نماید، پس همانا خداوند بسوی او باز می گردد و توبه اش را می پذیرد، بدرستی خدا آمرزنده و مهربان است. ( تفسیر المیزان )
اما آن کس که پس از ستم کردن ، توبه و جبران نماید ، خداوند توبه او را می پذیرد ( و از این مجازات معاف می شود ، زیرا ) خداوند ، آمرزنده و مهربان است. ( آیت الله مکارم شیرازی )
یکی از احکام تامل برانگیز ، قاطع ، سخت گیرانه و بازدارنده دین اسلام حکم بردیدن دست سارق است .
این حکم به صورت صریح در قران مطرح شده است و سنت پیامبر و امامان نیز مهر تاییدی بر این حکم زده است. بر اساس اسلام اگر زن و یا مردی مرتکب دزدی شود ، مجازات ان ، بریدن دست او است.
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَکيمٌ ( آیه 38 سوره مائده )
دستان مرد دزد و زن دزد را به سزای آنچه کرده اند و بواسطه و مجازاتی ازناحیه خدا ، قطع کنید وخدا مقتدری شکست ناپذیر وحکیم است. ( تفسیر المیزان )
دست مرد دزد و زن دزد را ، به کیفر عملی که انجام داده اند ، بعنوان یک مجازات الهی ، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است. ( آیت الله مکارم شیرازی )
فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ ( آیه 38 سوره مائده )
پس هر کس بعد از ظلمش توبه کند و آنچه را فاسد کرده اصلاح نماید، پس همانا خداوند بسوی او باز می گردد و توبه اش را می پذیرد، بدرستی خدا آمرزنده و مهربان است. ( تفسیر المیزان )
اما آن کس که پس از ستم کردن ، توبه و جبران نماید ، خداوند توبه او را می پذیرد ( و از این مجازات معاف می شود ، زیرا ) خداوند ، آمرزنده و مهربان است. ( آیت الله مکارم شیرازی )
چند سوال
چرا دین اسلام که دین عطوفت و مهربانی است ، چنین حکم خشنی را صادر کرده است ؟
ایا درست است دست یک سارق بریده شود ؟
ایا یک کودک نابالغ که از روی نادانی دست به دزدی می زند باید تا اخر عمر با دست قطع شده زندگی کند ؟
ایا یک فرد بیچاره و تنگدست که دچار لغزش می شود و دزدی می کند باید دست او بریده شود ؟
ایا کسی که به سبب گرسنگی دست به دزدی می زند سزایش قطع دست او است ؟
اگر به این حکم به صورت سطحی نگاه کنیم حکمی خشن و ناعادلانه میباشد. اما حقیقت چیز دیگری است.
اسلام با شناخت عمیق خود به انسان ، احکامی را وضع می کند که بیشترین کارایی را داشته باشد و منطبق بر انسانیت ، فطرت و حقوق تمام انسان ها باشد.
با کمی تحقیق و تامل در مورد ایات شریفه بالا و سنت پیامبر و امامان و همچین بزرگان دین ، خواهید دریافت که حکم بردن دست سارق شامل هر نوع دزدی نمیشود و این بریدن دست شامل افرادی می شود که حقیقتا دزد هستند و همانند یک غده سرطانی برای جامعه اند که باید از پیکر جامعه حذف شود.
بر طبق برداشت و استخراج فقها و بزرگان دین از سنت پیامبر و امامان ، حکم بریدن دست سارق زمانی اجرا می شود که شرایط زیر برقرار باشد. (1)
1- دزد بايد به سن بلوغ رسيده باشد. بنابراين طفل غير بالغ اگر سرقت كند اينگونه از حدّ دربارۀ او اجراء نميشود؛ بلكه حاكم شرع وي را تعزير ميكند.
2- عاقل باشد؛
3- سرقت از روي اختيار او باشد. اگر كسي را مجبور به دزدي كنند، حكم قطع دست او جاری نمیشود.
4- مال مسروقه حِرز باشد يعني جاي سربسته و قفل زده شده. بنابراين اگر كسي مالي را از صحرا، و جادّه، و حمام، و مسجد و نظير اين اماكن كه محلّ رفت و آمد است؛ بدزدد ، دست او را نميبرند.
5- سارق خودش هَتْك حَرز كند، يعني خودش قفل را بشكند يا ديوار خانه را سوراخ كند. دراين صورت اگر شخص ديگري قفل را بشكند، و اين سارق، مال را بدزدد ، حكم قطع دست براي او جاری نیمشود.
6- دزدي از روي شبهه مِلكيّت و مأذونيّت در تصرّف نباشد . بنابراين اگر كسي بگمان آنكه چيزي مال اوست و يا اذن تصرّف آنرا دارد و يا حاكم دربارۀ او چنين شبههاي را بنمايد، حدّ بر او جاري نيست.
7- مال دزديده شده بايد رُبع دينار طلاي خالص سكّه زده شده ، و يا بقدر قيمت آن باشد. و اگر از اين مقدار كمتر باشد دست سارق را نميبرند. ( به طور تخمینی چیزی حدود سه و نیم گرم طلا )
8- دزدي باید سِرّا باشد؛ يعني مخفيانه دزدی انجا شود. يعني اگر دزد در حضور مالك چيزي بدزد. حدّ قطع يد بر او جاري نيست.
9- دزدي از پدر نسبت به مال پسرش نباشد؛ در اين صورت حكم جاري نيست.
10- دزدي غلام نسبت به مال آقا و مولايش نباشد، در اينصورت حكم جاري نيست.
11- دزدي در عامِ مَجاعة نباشد؛ يعني در سال خشكي و تنگي كه قحطي پيش آمده است؛ نبوده باشد. و چنانچه دزدي در اين سالها چيزي را بدزدد؛ حكم قطع يد دربارۀ او نيست.
12- ارجاع دزد به حاكم به درخواست غَريم، يعني كسي كه مال او را دزديدهاند، بوده باشد. بنابراين اگر غريم از حقّ خود بگذرد، و دزد را ارجاع به حاكم ندهد، حدّي دربارۀ وي اجرا نميگردد.
و در نهایت سرقت و دزدي ، در نزد حاكم به اقرار و اعتراف خود سارق و يا با شهادت دو نفر مرد متّقي و عادل ، به اثبات برسد.
بريدن دست ، عبارت است از بريدن چهار انگشت دست راست فقط: خِنصِر و بِنصر و وسطي و مُسبِّحه (سبّابه) و بايد انگشت ابهام را كه شصت است و تمام كف دست باقي بماند.
با کمی تامل در مورد شروط ذکر شده درمیابیم که اسلام با شناخت کامل بر روی انسان ، تمامی شرایط را در نظر گرفته است.
از نظر اسلام فرد نابالغ و یا کسی که عاقل نباشد ، در صورت ارتکاب دزدی مستحق بریدن دست نمی باشد.
از نظر اسلام اگر فردی در زمان قحطی و خشکسالی سرقتی را انجام دهد ، دست او بریده نمی شود.
از نظر اسلام اگر پدر از فرزندش چیزی بدزد و یا غلام از صاحب خانه ، مشمول قطع دست نمی شود.
از نظر اسلام اگر دزدی در حضور صاحب خانه باشد و مخفیانه نباشد ، دست دزد قطع نمی شود.
اگر به شروط ذکر شده دقت کنید ، خواهید دریافت که اسلام برای دزدی هایی که بر اساس یک وسوسه یا تحریک و یا از روی نادانی باشد و یا از روی اشتباه یا سو برداشت ، انجام شود ، مجزات سخت بریدن دست را اعمال نمی کند ، از نظر اسلام کسی مستحق بریدم دست است که دزد است ، کار و درامدش دزدی است ، به اموال دیگران چشم طمع دارد ، با علم و اگاهی می دزد ، نقشه میکشد ، رشوه می دهد ، زد و بند می کند ، اختلاس می کند و ...
از نظر اسلام این افراد همانند یک انگل ، یک غده سرطانی هستند که باید درمان شود ، باید از پیکر جامعه اسلامی جدا شود. باید دست کسی که به مال و اموال دیگران دست درازی می کند بریده شود ، باید برای این افراد این چنین مجازات سخت و وحشت اوری وضع شود.
امروز اگر شاهد اختلاس های میلیاردی هستیم ، اگر شاهد رشوه های کلان و حساب سازی ها و جابه جایی پول ها و سو استفاده از نظام پولی و بانکی هستیم ، اگر شاهد دزدی های کوچک و بزرگ هستیم ، اگر هر کسی اجازه دست درازی به مال دیگران را به خود می دهد ، اگر امروز افرادی به بیت المال و مال و سرمایه ملت اسلامی دستبرد می زند ، اگر امروز ، هر سود جویی به راحتی به فکر دزدی و کلاه برداری می افتاد ، فقط و فقط به این علت است که از احکام و دستورات اسلام دور شده اییم و بی شک تنها راه نجات ، بازگشت به اسلام و حقیقت اسلام است.
اولین شرط مجازات این است که خود مجازات باز دارنده باشد ، یعنی فرد با در نظر گرفتن مجازات از انجام جرم منصرف شود ، مسلما حکم اسلام بر بریدن دست سارق یک حکم محکم و باز دارنده است.
اگر ان مسئول ، اگر ان مدیر ، اگر ان رئیس بانک ، اگر ان کارمند ، اگر ان تاجر ، اگر ان شخص ، همان شخصی که به خود اجازه می دهد دزدی کند ، اگر لحظه ایی به قطع شده انگشت خود می اندیشید بی شک قدم از قدم بر نمی داشت ، بی شک اگر به حکم قاطع و صریح اسلام می اندیشید ، هیچ وقت به خود اجازه دست درازی به مال دیگران و ملت اسلامی را نمی داد. (2)
چرا ؟
چرا امروز جزای یک اختلاس گر باید چند سال زندان باشد ؟!
چرا باید یک بیچاره که از فشار تنگ دستی دست به دزدی می زند با یک محاکمه ساده محکوم شود و یک اختلاس گر با کمال احترام محاکمه شود و شاید هیچ وقت محکوم نشود ؟!!
چرا باید یک مسئول یا یک مدیر به خود اجازه دست درازی به مال دیگران و ملت اسلامی را بدهد ؟
چرا مجازات برای چنین دزدی هایی که اثار دزدی انها کم از جنایت نیستند ، سخت و باز دارنده نیست ؟
چرا امروز ما با سطحی نگری ، با ترس از اجرای احکام الهی ، با مصلحت اندیشی های بی مورد ، و یا بدبینانه تر ، برای باز شده راه سو استفاده خود ، احکام ناب اسلامی را به حاشیه می بریم و در موزه تاریخ به ان می نگریم و به خیال خود از ان پاسداری می کنیم.
بیاید عمیق به اسلام و احکام اسلام بنگریم.
پاورقی
------------------------------------
(1) شروط ذکر شده برگرفته از کتاب نور ملكوت قرآن / جلد اول ، صفحه 45 ، تالیف علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني می باشد.
(2) ایا می دانستید در قانون جمهوری اسلامی ایران نیز حکم حد برای سارق و بریدن دست سارق وجود دارد ؟! در ماده ۱۹۸ قانون مجازات اسلامی ، شرایط و حد سارق بیان شده است .
اما وضع و وجود قانون کجا ، اجرا و عمل به ان کجا !! این قانون نیز مثل برخی قوانین دیگر بیشتر وجود دارد تا وجوب.
چرا دین اسلام که دین عطوفت و مهربانی است ، چنین حکم خشنی را صادر کرده است ؟
ایا درست است دست یک سارق بریده شود ؟
ایا یک کودک نابالغ که از روی نادانی دست به دزدی می زند باید تا اخر عمر با دست قطع شده زندگی کند ؟
ایا یک فرد بیچاره و تنگدست که دچار لغزش می شود و دزدی می کند باید دست او بریده شود ؟
ایا کسی که به سبب گرسنگی دست به دزدی می زند سزایش قطع دست او است ؟
اگر به این حکم به صورت سطحی نگاه کنیم حکمی خشن و ناعادلانه میباشد. اما حقیقت چیز دیگری است.
اسلام با شناخت عمیق خود به انسان ، احکامی را وضع می کند که بیشترین کارایی را داشته باشد و منطبق بر انسانیت ، فطرت و حقوق تمام انسان ها باشد.
با کمی تحقیق و تامل در مورد ایات شریفه بالا و سنت پیامبر و امامان و همچین بزرگان دین ، خواهید دریافت که حکم بردن دست سارق شامل هر نوع دزدی نمیشود و این بریدن دست شامل افرادی می شود که حقیقتا دزد هستند و همانند یک غده سرطانی برای جامعه اند که باید از پیکر جامعه حذف شود.
بر طبق برداشت و استخراج فقها و بزرگان دین از سنت پیامبر و امامان ، حکم بریدن دست سارق زمانی اجرا می شود که شرایط زیر برقرار باشد. (1)
1- دزد بايد به سن بلوغ رسيده باشد. بنابراين طفل غير بالغ اگر سرقت كند اينگونه از حدّ دربارۀ او اجراء نميشود؛ بلكه حاكم شرع وي را تعزير ميكند.
2- عاقل باشد؛
3- سرقت از روي اختيار او باشد. اگر كسي را مجبور به دزدي كنند، حكم قطع دست او جاری نمیشود.
4- مال مسروقه حِرز باشد يعني جاي سربسته و قفل زده شده. بنابراين اگر كسي مالي را از صحرا، و جادّه، و حمام، و مسجد و نظير اين اماكن كه محلّ رفت و آمد است؛ بدزدد ، دست او را نميبرند.
5- سارق خودش هَتْك حَرز كند، يعني خودش قفل را بشكند يا ديوار خانه را سوراخ كند. دراين صورت اگر شخص ديگري قفل را بشكند، و اين سارق، مال را بدزدد ، حكم قطع دست براي او جاری نیمشود.
6- دزدي از روي شبهه مِلكيّت و مأذونيّت در تصرّف نباشد . بنابراين اگر كسي بگمان آنكه چيزي مال اوست و يا اذن تصرّف آنرا دارد و يا حاكم دربارۀ او چنين شبههاي را بنمايد، حدّ بر او جاري نيست.
7- مال دزديده شده بايد رُبع دينار طلاي خالص سكّه زده شده ، و يا بقدر قيمت آن باشد. و اگر از اين مقدار كمتر باشد دست سارق را نميبرند. ( به طور تخمینی چیزی حدود سه و نیم گرم طلا )
8- دزدي باید سِرّا باشد؛ يعني مخفيانه دزدی انجا شود. يعني اگر دزد در حضور مالك چيزي بدزد. حدّ قطع يد بر او جاري نيست.
9- دزدي از پدر نسبت به مال پسرش نباشد؛ در اين صورت حكم جاري نيست.
10- دزدي غلام نسبت به مال آقا و مولايش نباشد، در اينصورت حكم جاري نيست.
11- دزدي در عامِ مَجاعة نباشد؛ يعني در سال خشكي و تنگي كه قحطي پيش آمده است؛ نبوده باشد. و چنانچه دزدي در اين سالها چيزي را بدزدد؛ حكم قطع يد دربارۀ او نيست.
12- ارجاع دزد به حاكم به درخواست غَريم، يعني كسي كه مال او را دزديدهاند، بوده باشد. بنابراين اگر غريم از حقّ خود بگذرد، و دزد را ارجاع به حاكم ندهد، حدّي دربارۀ وي اجرا نميگردد.
و در نهایت سرقت و دزدي ، در نزد حاكم به اقرار و اعتراف خود سارق و يا با شهادت دو نفر مرد متّقي و عادل ، به اثبات برسد.
بريدن دست ، عبارت است از بريدن چهار انگشت دست راست فقط: خِنصِر و بِنصر و وسطي و مُسبِّحه (سبّابه) و بايد انگشت ابهام را كه شصت است و تمام كف دست باقي بماند.
با کمی تامل در مورد شروط ذکر شده درمیابیم که اسلام با شناخت کامل بر روی انسان ، تمامی شرایط را در نظر گرفته است.
از نظر اسلام فرد نابالغ و یا کسی که عاقل نباشد ، در صورت ارتکاب دزدی مستحق بریدن دست نمی باشد.
از نظر اسلام اگر فردی در زمان قحطی و خشکسالی سرقتی را انجام دهد ، دست او بریده نمی شود.
از نظر اسلام اگر پدر از فرزندش چیزی بدزد و یا غلام از صاحب خانه ، مشمول قطع دست نمی شود.
از نظر اسلام اگر دزدی در حضور صاحب خانه باشد و مخفیانه نباشد ، دست دزد قطع نمی شود.
اگر به شروط ذکر شده دقت کنید ، خواهید دریافت که اسلام برای دزدی هایی که بر اساس یک وسوسه یا تحریک و یا از روی نادانی باشد و یا از روی اشتباه یا سو برداشت ، انجام شود ، مجزات سخت بریدن دست را اعمال نمی کند ، از نظر اسلام کسی مستحق بریدم دست است که دزد است ، کار و درامدش دزدی است ، به اموال دیگران چشم طمع دارد ، با علم و اگاهی می دزد ، نقشه میکشد ، رشوه می دهد ، زد و بند می کند ، اختلاس می کند و ...
از نظر اسلام این افراد همانند یک انگل ، یک غده سرطانی هستند که باید درمان شود ، باید از پیکر جامعه اسلامی جدا شود. باید دست کسی که به مال و اموال دیگران دست درازی می کند بریده شود ، باید برای این افراد این چنین مجازات سخت و وحشت اوری وضع شود.
امروز اگر شاهد اختلاس های میلیاردی هستیم ، اگر شاهد رشوه های کلان و حساب سازی ها و جابه جایی پول ها و سو استفاده از نظام پولی و بانکی هستیم ، اگر شاهد دزدی های کوچک و بزرگ هستیم ، اگر هر کسی اجازه دست درازی به مال دیگران را به خود می دهد ، اگر امروز افرادی به بیت المال و مال و سرمایه ملت اسلامی دستبرد می زند ، اگر امروز ، هر سود جویی به راحتی به فکر دزدی و کلاه برداری می افتاد ، فقط و فقط به این علت است که از احکام و دستورات اسلام دور شده اییم و بی شک تنها راه نجات ، بازگشت به اسلام و حقیقت اسلام است.
اولین شرط مجازات این است که خود مجازات باز دارنده باشد ، یعنی فرد با در نظر گرفتن مجازات از انجام جرم منصرف شود ، مسلما حکم اسلام بر بریدن دست سارق یک حکم محکم و باز دارنده است.
اگر ان مسئول ، اگر ان مدیر ، اگر ان رئیس بانک ، اگر ان کارمند ، اگر ان تاجر ، اگر ان شخص ، همان شخصی که به خود اجازه می دهد دزدی کند ، اگر لحظه ایی به قطع شده انگشت خود می اندیشید بی شک قدم از قدم بر نمی داشت ، بی شک اگر به حکم قاطع و صریح اسلام می اندیشید ، هیچ وقت به خود اجازه دست درازی به مال دیگران و ملت اسلامی را نمی داد. (2)
چرا ؟
چرا امروز جزای یک اختلاس گر باید چند سال زندان باشد ؟!
چرا باید یک بیچاره که از فشار تنگ دستی دست به دزدی می زند با یک محاکمه ساده محکوم شود و یک اختلاس گر با کمال احترام محاکمه شود و شاید هیچ وقت محکوم نشود ؟!!
چرا باید یک مسئول یا یک مدیر به خود اجازه دست درازی به مال دیگران و ملت اسلامی را بدهد ؟
چرا مجازات برای چنین دزدی هایی که اثار دزدی انها کم از جنایت نیستند ، سخت و باز دارنده نیست ؟
چرا امروز ما با سطحی نگری ، با ترس از اجرای احکام الهی ، با مصلحت اندیشی های بی مورد ، و یا بدبینانه تر ، برای باز شده راه سو استفاده خود ، احکام ناب اسلامی را به حاشیه می بریم و در موزه تاریخ به ان می نگریم و به خیال خود از ان پاسداری می کنیم.
بیاید عمیق به اسلام و احکام اسلام بنگریم.
پاورقی
------------------------------------
(1) شروط ذکر شده برگرفته از کتاب نور ملكوت قرآن / جلد اول ، صفحه 45 ، تالیف علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني می باشد.
(2) ایا می دانستید در قانون جمهوری اسلامی ایران نیز حکم حد برای سارق و بریدن دست سارق وجود دارد ؟! در ماده ۱۹۸ قانون مجازات اسلامی ، شرایط و حد سارق بیان شده است .
اما وضع و وجود قانون کجا ، اجرا و عمل به ان کجا !! این قانون نیز مثل برخی قوانین دیگر بیشتر وجود دارد تا وجوب.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23:7 توسط غریبه
|