X
تبلیغات
اسلام و مسلمان

صفحه اصلي      آرشیو مطالب وبلاگ     تبادل لینک اتوماتیک      انجمن وبلاگ      تماس باما

بی شک عصر ما ، عصر نابودی ها  است . عصر نابودی ارزش ها ، انسان ها ، انسانیت ها ، عدالت ها ، مرد ها ، زن ها و ...  شاید تنها راه نجات ،  بازگشت به اسلام  و حقیقت اسلام باشد.



توجه : مطالب وبلاگ ، اعتقادات و نظرات شخصی می باشد و مسلما خالی از اشکال نیست


انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " راه اندازی شد.

دوستانی که مایل به همکاری در انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " هستند ، از طریق لینک زیر در انجمن وبلاگ ثبت نام و فعالیت کنند. 

انجمن اسلام و مسلمان




کتاب « نظام حقوق زن در اسلام» اثر متفکر شهید استاد مرتضی مطهری ( آنلاین )

کتاب « نظام حقوق زن در اسلام» یکی از آثار بسیار زیبا و جذاب استاد مطهری ایست که با بیانی ساده ، منطقی و موشکافانه مسائل مربوط به زنان را از دیدگاه اسلامی بررسی و تحلیل می کند و بینظیرترین کتاب در مورد حقوق زن در اسلام می باشد.

مطالبی که در این کتاب بررسی شده است :

بخش اول - خواستگاری و نامزدی
آيا خواستگاری مرد از زن اهانت به زن است ؟
رسم خواستگاری يك تدبير ظريفانه و عاقلانه . . .
....

بخش دوم - ازدواج موقت
زندگی امروز و ازدواج موقت
آيا تشريع ازدواج موقت برای تأمين هوسرانی است ؟
...

بخش سوم - زن و استقلال اجتماعی
استقلال در انتخاب سرنوشت
پيغمبر اكرم دخترش زهرا را در انتخاب شوهر آزاد می‏گذارد
مسأله اجازه پدر
...

بخش چهارم - اسلام و تجدد زندگی
...

بخش پنجم - مقام انسانی زن از نظر قرآن
فلسفه خاص اسلام از نظر حقوق خانوادگی
مقام زن در جهانبينی اسلامی
...

بخش ششم - مبانی طبيعی حقوق خانوادگی
...

بخش هشتم - مهر و نفقه
تاريخچه مهر و مهریه
مهر در نظام حقوقی اسلام
مهر در قرآن
آيا زن امروز مهر و نفقه نمی‏خواهد ؟
....

بخش نهم - مسأله ارث زنان
...

بخش دهم - حق طلاق
...


خواندن این کتاب را به خانم ها و دختر ها توصیه می کنم .

روی لینک زیر کلیک کنید و کتاب را به صورت آنلاین مشاهده کنید.

« نظام حقوق زن در اسلام»


استفاده و کپی از این مطلب بلامانع است.


برچسب‌ها: خواستگاری و نامزدی در اسلام, ازدواج موقت از دیدگاه اسلام, اسلام و استقلال زن, اسلام و تجدد, مقام انسانی زن از نظر قرآن
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت 21:42 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.







ربا در اسلام

ربا اصطلاحی در دین اسلام است که به معنی گرفتن یک مال در عوض پرداخت مالی از همان جنس است به طوری که میزان یکی زیادتر از دیگری باشد.
مثلا 100 هزار تومان به کسی داده شود و 110هزار تومن در مدتی بعد از او گرفته شود.

اگر بخواهیم ربا را به صورت ملموس بیان کنیم می توان به نزول اشاره کرد و گفت که نزول شکلی از ربا است.
نزول همان ربا است.
چیزی که برای عموم قابل درک است نزول یا بهره ( پول نزولی یا پول بهره ایی ) است که شکلی از ربا است.
نزول دقیقا همان ربا است ، اصطلاح ربا به صورت کلی است و نزول یک شکلی از ربا است. (1)

ربا به دو شکل وجود دارد :
ربای معامله ایی
ربای قرضی

ربای معامله ایی یعنی معامله دو چیز همجنس ، به طوری که یکی از دیگری بیشتر باشد. مثلا 100 کیلو برنج درجه یک با 110 کیلو برنج درجه دو معاوضه شود ، که این شکل از معاوضه ربا و حرام است.

ربای قرضی یعنی قرضی که شرط شود همراه با مقداری بیشتر از قرض گرفته شده ، پس داده شود. مثلا 100 هزارتومان به کسی قرض داده شود و پس از مدتی 110 هزار تومان پس گرفته شود.
این نوع ربا ، امروزه بسیار رایج است که مواردی از جمله : پول نزولی یا پول بهره ایی ، وام با سود مشخص ، سرمایه گذاری با سود مشخص و ... در این دسته قرار دارند.


ربا در قرآن

فَبِظُـلْم مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَـت أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا * وَأَخْذِهِمُ الرِّبَواْ وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَ لَ النَّاسِ بِالْبَـطِـلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَـفِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا .
و ( همچنین ) بخاطر ربا گرفتن ، در حالی که از آن نهی شده بودند و خوردن اموال مردم بباطل و برای کافران آنها ، عذاب دردناکی آماده کرده ایم.  ( نساء، آيه 160 ـ 161 )

يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَواْ أَضْعَـفًا مُّضَـعَفَةً وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ .
ای کسانی که ایمان آورده اید ، ربا را که سودهای افزوده و چند برابر است نخورید ، و از خدا پروا کنید ، شاید رستگار شوید. ( آل عمران، آيه 130)

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَواْ لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَـنُ مِنَ الْمَسِّ ذَ لِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَواْ وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَواْ فَمَن جَآءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَى فَلَهُ و مَاسَلَفَ وَأَمْرُهُو إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَـئِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ * يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَواْ وَيُرْبِى الصَّدَقَـتِ وَاللَّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ كَفَّار أَثِيم * إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ وَأَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَءَاتَوُاْ الزَّكَوةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ * يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِىَ مِنَ الرِّبَواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْب مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَ لِكُمْ لاَ تَظْـلِمُونَ وَلاَ تُظْـلَمُونَ. ( بقره، آيه 275 ـ 279 )
کسانی که ربا می خورند ، ( در قیامت ) برنمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماسّ شیطان ، دیوانه شده ( و نمی تواند تعادل خود را حفظ کند گاهی زمین می خورد ، گاهی بپا می خیزد ) . این ، به خاطر آن است که گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است ( و تفاوتی میان آن دو نیست. ) » در حالی که خدا بیع را حلال کرده ، و ربا را حرام! ( زیرا فرق میان این دو ، بسیار است. ) و اگر کسی اندرز الهی به او رسد ، و ( از رباخواری ) خودداری کند ، سودهایی که در سابق [ قبل از نزول حکم تحریم ] به دست آورده ، مال اوست ( و این حکم ، گذشته را شامل نمی گردد ) و کار او به خدا واگذار می شود ( و گذشته او را خواهد بخشید. ) امّا کسانی که بازگردند ( و بار دیگر مرتکب این گناه شوند ) ، اهل آتشند و همیشه در آن می مانند.  ( بقره، آيه 275 ـ 279 )

وَما اتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوا في اَموالِ النّاسِ فَلايَرْبُوا عِنْدَالله وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَکاةٍ تُريدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ .
آنچه بعنوان ربا می پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد ، نزد خدا فزونی نخواهد یافت و آنچه را بعنوان زکات می پردازید و تنها رضای خدا را می طلبید ( مایه برکت است و ) کسانی که چنین می کنند دارای پاداش مضاعفند. ( روم ، آيه 39 )

يَمْحَقُ اللهُ الرّبوا و يُرْبي الصَدقاتِ وَاللهُ لا يُحِبُّ کُلَّ کَفّارِ اَثيم. (بقره ، آيه 276 )
خداوند ، ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش می دهد! و خداوند ، هیچ انسانِ ناسپاسِ گنهکاری را دوست نمی دارد.


ربا در احادیث

دِرْهَمُ رِبا أَعْظَمُ عِنْدَ اللّه مِنْ سَبْعينَ زِنْيَةً بِذاتِ مَحْرَمٍ فى بَيْتِ اللّه الْحَرامِ؛
يك درهم ربا نزد خداوند سنگين تر است از هفتاد بار زنا كردن با محارم در خانه خدا. ( امام صادق عليه السلام - نورالثقلين، ج 1، ص 295، ح 1177 )

إِنَّما حَرَّمَ اللّه عَزَّوَجَلَّ الرِّبا لِئَلاّ يَذْهَبَ الْمَعْروفُ؛
خداى عزوجل ربا را حرام فرمود تا احسان كردن از بين نرود. (امام باقر عليه السلام  - وسائل الشيعه، ج 12، ص 425، ح 10 )

يا عَلىُّ... لاتُصادِقْ آكِلَ الرِّبا فَإِنَّهُ يُبارِزُ اللّه لأَِنَّ اللّه تَعالى قالَ: (فَإِنْ لَمْ تَفْعَلوا فَأْذَنوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّه وَرَسولِهِ)؛
اى على: با رباخوار رفاقت نكن، زيرا او با خداوند به مبارزه برخواسته، چون خداوند متعال مى فرمايد: «اگر دست از رباخوارى برنداشتيد پس به خدا و رسولش اعلان جنگ دهيد». ( رسول اكرم صلى الله عليه و آله - ميراث حديث شيعه، ج 2، ص 46، ح 189 )

مَعاشِرَ النّاسِ، اَلفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ ، وَاللّه لِلرِّبا فى هذِهِ الاُْمَّةِ أخْفى مِنْ دَبيبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفا؛
اى مردم! ابتدا احكام را ياد بگيريد، سپس تجارت كنيد! به خدا قسم كه ربا در ميان اين امت ناپيداتر از حركت مورچه بر روى تخته سنگ است. ( امام علی عليه السلام - بحارالانوار، ج 103، ص 117، ح 16 )

إِنَّهُ لَو كانَ الرِّبا حَلالاً لَتَرَكَ النّاسُ التِّجاراتِ وَما يَحْتاجونَ إِلَيْهِ فَحَرَّمَ اللّه  الرِّبا لِيَفِرَّ النّاسُ مِنَ الْحَرامِ إلَى الْحَلالِ وَ إِلَى التِّجاراتِ وَ إِلَى الْبَيْعِ وَالشِّراءِ فَيَبْقى ذلِكَ بَيْنَهُمْ فِى الْقَرْضِ؛
براستى، اگر ربا حلال بود، مردم تجارت و تلاش براى معاش را رها مى كردند. به همين دليل خداوند ربا را حرام كرد تا مردم از حرام به حلال و تجارت و خريد و فروش رو بياورند و به يكديگر قرض بدهند. ( امام صادق عليه السلام - من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 567، ح 4937)


ربا و آثار فردی و اجتماعی آن

ترک کار خیر و قرض دادن
با رواج ربا و نزول در بین مردم یک جامعه ، مهمترین چیزی که از این جامعه خواهد رفت ، دادن قرض و وام های قرض الحسنه است.
از بین رفتن مهر و محبت و عاطفه و حس احسان و کمک به دیگران یکی از آثار سوئ ربا و نزول است. با رواج این نوع کسب سود دیگر حتی برادر به برادر ، دوست به دوست خود هم پولی را قرض نمی دهد و تنها ملاک برای کمک به دیگران و قرض ، دریافت سود بیشتر خواهد شد که در این شرایط دیگر روابط انسانی و عاطفی به سمت کم رنگ شدن و نابودی خواهد رفت.

مشکلات فردی ، مشکلات عصبی ، فقر و تنگ دستی
از جمله آثار فردی گرفتن ربا و نزول ، ایجاد مشکلات روحی و روانی است ، چرا که در غالب موارد دریافت نزول و ربا و پرداخت سود و اصل پول بیش از حد توان فرد است و فرد همیشه این نگرانی و استرس را در پرداخت آن دارد و همیشه دقدقه ای فکری او را آزار می دهد. همین دادن سود بیشتر باعث فقر و تنگ دستی هم می شود.
حتی افرادی را که امروزه از بانک ها و یا شرکت های دولتی و خصوصی پول و یا کالایی را اقساط و یا به صورت وام دریافت کرده اند این مطلب را به خوبی درک می کنند.

راکد ماندن کار و فعالیت اقتصادی
با رواج ربا و نزول ، شخص دارنده ثروت که به دنبال کسب و کار و تولید و فعالیت اقتصادی نخواهد رفت ، چون به هر حال سرمایه گذاری در تولید و فعالیت اقتصادی ریسکی دارد ولو ریسک کم . اما دادن پول خود به صورت ربوی و نزولی هیچ ریسکی ندارد و سود مشخص را طلب می کند و تضمین مطمئنی را هم برای اصل و سود آن می گیرد. از طرفی هم شخص دریافت کننده با توجه به سودی بالایی که قرار است پرداخت کند ، حتی اگر کار تولیدی و اقتصادی خوبی را هم با آن انجام دهد ، چندان موفق نخواهد شد چرا که سود حاصل از تولید به جای صرف در خود تولید به جیب نزول خور خواهد رفت.

ایجاد فاصله طبقاتی
ایجاد فاصله و شکاف طبقاتی مشخص ترین و واضح ترین آثار ربا و نزول است. در این فضا شخص ربا دهنده سود خود را دریافت می کند و اصل سرمایه اش هم تضمین شده است و روز به روز بر سرمایه اش افزوده می شود و شخص ربا گیرنده هم هر چه سود کند باید به ربا دهنده دهد و علاوه بر آن اصل سرمایه اش هم در ممکن است از بین برود ، در این شرایط روز به روز این شکاف و فاصله طبقاتی بیشتر و بیشتر خواهد شد.

تورم
بله تورم ، وقتی ربا و وام ها با سود ربوی درکار باشد ، صنایع و تولیدی ها که ناچار به گرفتن چنین ربایی هستند ، کم کم شاهد بالا رفتن هزینه خود خواهند شد ، تولید کننده بخش اعظم سود خود را به ربا خوار و یا همان مرجع و سازمان وام دهنده خواهد داد ، سود کم مانده برای تولید کننده یا موجب افزایش هزینه کالا می شود و یا باعث نابودی تولید کننده ، که هر دو حالت باعث تورم و بی ثباتی در تولید و اقتصاد می شود.

آثار سوء اقتصادی
ربا آثار سوء اقتصادی فروانی دارد که چند نمونه آن را مختصر بیان می کنید :
- افزایش و انباشت ثروت در دست گروهی اندک و ثروتمند
- سرازیر شدن سود از سمت تولید کنندگان و افراد و اقشار ضعیف به سمت سرمایداران و ربا خواران
-  ایجاد بحران های اقتصادی
- نابودی صنایع و تولید کنندگان
- فقیر تر شدن فرد ربا گیرنده


اسلام نگاهی دقیق و عمیق به نظام اقتصادی فردی و اجتماعی دارد ، اسلام تدابیر و احکام و برنامه های کاربردی و عملی را ارائه می کند که ما از آن غافل شده ایم ، اگر اسلام کسب سود و درامد از راه ربوی و نزول حرام کرده است ، آثار سوء فردی و اجتماعی آن را به خوبی پیشبینی کرده است و از همه مهم تر در اسلام برای تمام این موارد راهی سالم و نظام اقتصادی عادلانه و کاملی را پیشنهاد می کند.


سخن آخر

امروز اگر شاهد فاصله طبقاتی هستیم ، اگر شاهد بی ثباتی در نظام اقتصادی هستیم ، اگر ثروت در دست عده و گروه خاصی انباشته شده است ، اگر افراد فقیر و اسیب پذیر روز به روز اوضاع اقتصادی بدتری را تجربه می کنند ، اگر شاهد وضع نامناسب کسب و کار و تولید هستیم ، اگر امروز واسطه گری و دلالی جای خود را به تولید داده است ، بی شک یک عامل آن رواج ربا و نزول است.
امروز شاهد این هستیم که بانک ها و موسسات مالی و اعتباری با عنواین و ظاهر شرعی و اسلامی همان ربا و نزول را ترویج و استفاده می کنند.
بدون شک همه ما شاهد این ها بودیم و هستیم ، اعطای وام ها با سود های مشخص ، سپرده گذاری های کوتاه مدت و بلند مدت با سود مشخص و قطعی ، دیر کرد ها در پرداخت قسط ها و موقات بانکی که همه به نوع و شکلی همان نظام ربا و نزول است. ( این مبحث بسیار مفصل است که در مطلب دیگری بررسی خواهد شد. )



پاورقی
---------------------------------
1-    در اصطلاح فقهی در یک مورد از حالات نزول به معنای تنزیل بدهی تعبیر شده است اما این شکل از تنزیل بدهی کاملا با مقوله نزول ، قابل تفکیک است و چیزی که به عنوان نزول در جامعه مطرح است و اجرا می شود ، همان ربا است.

برچسب‌ها: ربا در اسلام, ربا و نزول در اسلام, نزول از نظر اسلام, ربا در قرآن, ربا در احادیث
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391ساعت 20:18 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.






کتاب « مسئله حجاب » اثر متفکر شهید استاد مرتضی مطهری ( آنلاین )

یکی از کتاب های مفید و ارزنده در مقوله حجاب در اسلام ، کتاب مسئله حجاب اثر متفکر بزرگ شهید استاد مرتضی مطهری است و در مقوله حجاب یکی از بی نظیر ترین کتاب ها است ، به همین منظور این کتاب به صورت آنلاین برای عموم قرار داده شد.

خواندن این کتاب را به شما توصیه می کنم .

روی لینک زیر کلیک کنید و کتاب را به صورت آنلاین مشاهده کنید.

« مسئله حجاب »


استفاده و کپی از این مطلب بلامانع است.


فهرست مطالب کتاب
بخش اول : تاريخچه حجاب
بخش دوم : علت پيدا شدن حجاب
بخش سوم : فلسفه پوشش در اسلام
بخش چهارم : ايرادها و اشكالها
بخش پنجم : حجاب اسلامی



برچسب‌ها: کتاب مسئله حجاب آنلاین, مسئله حجاب اثر شهید استاد مرتضی مطهری, کتاب آنلاین مسئله حجاب, حجاب در اسلام, مسئله حجاب
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 20:19 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.






کتاب تفسیر المیزان (  آنلاین )

 المیزان فی تفسیر القرآن که بیشتر به تفسیر المیزان شهرت دارد از جامع‌ترین و مفصل‌ترین تفاسیر شیعی قرآن به زبان عربی است که در قرن چهاردهم هجری به قلم علامه سید محمدحسین طباطبایی (۱۲۸۱ - ۱۳۶۰ هـ. ش) نگاشته شده‌است.

این تفسیر در ۲۰ جلد به زبان عربی منتشر شد. شیوهٔ تفسیر قرآن به قرآن محمدحسین طباطبایی شیوه‌ای بی‌سابقه بود ه‌است. او بنای تفسیر آیات را کمک گرفتن از دیگر آیات قرآن برای روشن نمودن قصد و معنا قرار داد.

 تصمیم گرفته شد این کتاب ارزنده برای استفاده عموم به صورت آنلاین در این وبلاگ قرار داده شود.

این مجموعه ترجمه این کتاب به زبان فارسی می باشد.

 

تفسير الميزان جلد 1

تفسير الميزان جلد 2

 

در صورت استقبال دوستان 20 جلد این کتاب به صورت انلاین قرار داده خواهد شد.

استفاده و کپی از این مطلب بلامانع است.



برچسب‌ها: کتاب تفسیر المیزان آنلاین, دانلود کتاب تفسیر المیزان, کتاب الکترونیکی تفسیر المیزان, کتابخانه آنلاین اسلام و مسلمان
+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1391ساعت 22:49 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.






حجاب در اسلام

اسلام دینی بزرگ و همه جانبه است و برای تمام مسائل فردی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... برنامه دارد و احکامی را وضع کرده است. یکی از احکام و دستورات اسلام در حوزه فردی و اجتماعی و فرهنگی ، احکام پوشش و حجاب زنان و مردان است.
پوشش از دیر باز و حتی در زمان انسان های نخستین نیز برای انسان ها دقدقه و یک نیاز بوده است و انسان همواره درصدد استفاده از پوششی مناسب برای خود بوده است.
برخی پوشش ها برای محفوظ ماندن از گرما و سرما است.
برخی برای محافظت بدن است.
برخی برای پوشاندن اعضای بدن است.
و ...
پوششی که در ادیان و مذاهب و در کتاب اسمانی ما قرآن امده است ، نوعی از پوشش است برای حفظ کرامت انسانی ،حفظ صفان انسانی و مصون ماندن از هوا و هوس و ... و  به طور کلی یک پوشش برای سعادت زندگی فردی و اجتماعی است ، پوششی که در عین داشتن خصوصیات مورد نیاز یک پوشش ، پوششی تعالی بخش و کامل باشد.
هدف اسلام از بیان نوع پوشش زنان و مردان ، ارائه یک پوشش مناسب برای سعادت دنیوی و اخروی است.


حجاب در قرآن (1)
در قرآن آیاتی در مورد حجاب و پوشش زنان و مردان وجود دارد که به صورت روشن و کامل به مقوله پوشش زنان و مردان اشاره دارد.

قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ( آیه 30 سوره نور )
به مردان مؤمن بگو دیدگان خویش را از نگاه به زنان اجنبی باز گیرند و فرجهای خویش را نگهدارند این برای ایشان پاکیزه تر است که خدا از کارهایی که می کنید آگاه است .

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ( آیه 31 سوره نور )
و به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبی فرو بندند و فرجهای خویش را حفظ کنند و زینت خویش را جز آنچه آشکار است آشکار نسازند و باید که روپوش هایشان را به گریبان ها کنند و زینت خویش را نمایان نکنند مگر برای شوهرانشان ، یا پدران و یا پدر شوهران یا پسران و یا پسر شوهران و یا برادران و یا خواهرزادگان و یا برادرزادگان و یا زنان و یا آنچه مالک آن شده اند یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند و یا کودکانی که از اسرار زنان خبر ندارند ، و مبادا پای خویش را به زمین بکوبند تا آنچه از زینتشان که پنهان است ظاهر شود ای گروه مؤمنان همگی به سوی خدا توبه برید شاید رستگار شوید .

وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّکاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَکُمْ تَطْهيراً ( آیه 31 سوره احزاب )
و در خانه های خود بمانید ، و همچون دوران جاهلیّت نخستین ( در میان مردم ) ظاهر نشوید ، و نماز را برپا دارید ، و زکات را بپردازید ، و خدا و رسولش را اطاعت کنید خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد.

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً ( آیه 59 سوره احزاب )
ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [ روسری های بلند ] خود را بر خویش فروافکنند ، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است ( و اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند ) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.


حدود پوشش و حجاب در اسلام
همان طور که از آیات قرآن بر می آید ، به زنان سفارش شده است که بدن و سر و گریبان و فرج ها و زیور آلات خود را از نامحرمان بپوشانند.
در قرآن به زنان سفارش شده است که قسمت های از بدن خود که باعث تحریک مردان می شود را بپوشانند. این پوشش باید به گونه ایی باشد که بدن و قسمت های تحریک کننده و زیور آلات ان پوشیده شود.

برای مسلمانان پوششی که مطابق ان چه در قرآن و سنت اسلامی ذکر شده است ، ملاک می باشد و مراجع و فقهای اسلامی نیز این حد و حدود پوشش را ملاک می دادند و تمامی احکام مربوط به پوشش و حجاب فقط در چهار چوب قرآن و سنت اسلامی دارای ارزش و وجوب است و هر دخل و تصرف دیگری در حد و حدود این پوشش ، الزام و وجوب نمی آورد. یعنی رعایت حد و حدودی پوششی که بر اساس قرآن و سنت اسلامی است ، بر مسلمان واجب است. مسلم است کمتر از این حدود ، گناه می باشد و مستوجب مجازات الهی است و بیشتر از ان نیز ( البته در حد معقول ) نیکو و پسندیده است و فقط جنبه احتیاط دارد. (2)
اگر تفاوت هایی در نوع و میزان پوشش و حجاب در نظرات مراجع و فقها وجود دارد ، ناشی از تفاوت در محدوده احتیاط است.
نکته دیگری که می توان در مورد حجاب و پوشش ذکر کرد متناسب بودن پوشش با شان و مقام و موقعیت و شرایط اجتماعی زنان است. همانطور که از آیه 59 سوره احزاب بر می اید به زنان پیامبر به سبب شان و مقامشان ، به طور مشخص به استفاده از جلباب تاکید می کند.
در مورد خطاب قرار دادن زنان پیامبر برداشت های موشکافانه ایی دیگری را هم می توان کرد ، می توان نتیجه گرفت که پوشش و حجاب می تواند تحت تاثیر شرایط و موقعیت زنان و دختران ، تشدید پیدا کند. مثلا زنان و دختران جوان نیاز است که این پوشش و حجاب را به نحو کامل تر و سخت گیرانه تری نسبت به زنان پیر و سالخورده انجام دهند و یا زنان و دختران سر شناس و مورد توجه و نگاه مردم ، نیاز است به نحوه کامل تری این پوشش و حجاب را رعایت کنند.
به هر حال پوشش و حجابی که اسلام مطرح می کند ، پوشش و حجابی است که زنان و دختران را از نگاه نامحرمان بپوشاند و موجبات تحریک مردان و رواج فساد در جامعه اسلامی را از بین ببرد.

 پوشش و حجابی که اسلام مطرح می کند به سبب حفظ ارزش و کرامت زن است ، برای حفظ و تحکیم روابط زن و مرد است ، برای مصون ماندن زنان و مردان و دختران و پسران از گناه است ، برای برقراری روابط درست بین زن و مرد است ، برای جلوگیری از بازیچه شدن زنان و دختران است ، برای جلوگیری از فساد مردان است ، برای حفظ ارزش های انسانی و اسلامی است ، برای حفظ نظام طبیعی حاکم بر جهان است و از همه مهمتر سعادت و کمال دنیوی و اخروی زنان و مردان است.


آیا حجاب اجباری است ؟
با توجه به آیات قرآن و سنت اسلامی نشانه ایی از اجبار و زور در مورد حجاب و پوشش زن و مرد وجود ندارد و هر چه هست توصیه و سفارش و واجب شمردن حجاب برای مسلمانان است.
البته حکم پوش و حجاب یک حکم شرعی و واجب است و برای هر مسلمانی واجب است و عمل نکردن به ان گناه و معصیت است.

پوشش و حجاب را از دو دیدگاه فردی و اجتماعی می توان بررسی کرد.

پوشش و حجاب در حوزه فردی
زنان و مردان به حکم شرع و اسلام موظف به رعایت پوشش و حجاب اسلامی هستند و بر اساس دین اسلام بر انها واجب است و رعایت نکردن ان ، گناه و معصیت است ، هر گناه و معصیتی ، مجازاتی را در پی دارد و این مجازات از سوی خداوند تعیین و اجرا میشود. ( همانند اعمال واجب فردی همچون نماز و روزه و ... )
روشن است که همان طور که در مورد عبادات فردی ، اسلام به اجبار و زور روی نمی اورد در مورد حجاب در حوزه فردی نیز همین طور است.

پوشش و حجاب در حوزه اجتماعی
زمانی که افراد در کنار هم و در یک اجتماع ، زندگی می کنند ، اعمال و رفتار فردی انها بر روی اجتماع و افراد دیگر اثر گذار است و آثار این اعمال و رفتار باید کنترل شود تا به افراد و جامعه اسیب و ضرری نرسد و یا حق و حقوقی از فرد یا اجتماع ضایع نشود.
در مورد پوشش و حجاب ، اگر رعایت نکردن پوشش و حجاب باعث اسیب به افراد و اجتماع و ضایع شدن حقوق فرد و یا افراد جامعه شود ، باید کنترل شود که در این جا حاکم و حکومت اسلامی موظف است ، بر اجرای این قوانین و احکام اسلامی نظارت داشته باشد. (2)
نظارت بر اجرای حکم پوشش و حجاب اسلامی به سبب آثار اجتماعی آن ، از نظر عقلی و شرعی مجاز و لازم است.
با توجه به آثار پوشش و حجاب بر افراد و جامعه اسلامی و ضرورت اجرای ان در حوزه اجتماعی ، لزوم اجبار در پوشش و حجاب در حوزه اجتماعی منطقی و عقلی است.

اجبار در حجاب نه به سبب حکم اسلام و قرآن بلکه به سبب نقض حقوق اجتماعی و لزوم اجرای احکام اسلامی در جامعه ، رنگی معقول به خود خواهد گرفت و از این جنبه قابل توجیح است چرا که در اسلام و احکام اسلامی ، سندی بر اجبار پوشش و حجاب اسلامی وجود ندارد.
اجباری که وجود دارد و امروز شاهد ان هستیم ، اجباری است که روابط اجتماعی و زندگی اجتماعی بر این حکم اسلامی ، تحمیل کرده است و از این رو حکومت اسلامی در جهت زمینه سازی برای اجرای حکم پوشش و حجاب و فراهم کردن بستر مناسب برای افراد جامعه در جهت اجرای این حکم ، ناگزیر به اجبار و زور و در موادی قوه قهریه است. اما واضح و روشن است که توسل به اجبار و زور اخرین راه و ان هم برای افرادی است که مانع از اجرای حکم اسلامی هستند و بر فساد و سرپیچی خود اصرار دارند و نه اجبار و زور در جهت اجرای احکام اسلامی ، چرا که احکام ناب اسلامی نیازی به اجبار ندارد و ان چنان با روح و جان انسان ها امیخته و اجین است و منطبق بر فطرت انسان ها است ، که اگر درست و صحیح بر انسان ها عرضه شود با جان دل پذیرای ان خواهند بود.

باتوجه به این نکته که ماهیت پوشش و حجاب در اسلام بر مصونیت زنان و مردان و جلوگیری و پیشگیری از ایجاد فساد در جامعه اسلامی است و هدف اسلام در حکم پوشش و حجاب زنان ، ارائه راه کار برای پیشگیری از گناه و فساد است و زمانی این حکم به مقصود و هدف خود می رسد که اشخاص با علم و آگاهی و ایمان و اعتقاد به ان و احکام اسلام به ان عمل کنند و نه با اجبار و زور ، چرا که اجبار به اموری که بخش اعظم ان شخصی و اعتقادی است کاری عبث و بیهوده و اشتباه است.
اگر دختر و یا زنی به فلسفه و ماهیت پوشش و حجاب ایمان و اعتقادی نداشته باشد و یا این ماهیت و فلسفه برای او روشن نشده باشد ، حتی در پوشش و حجاب کامل هم می تواند موجبات فساد و گناه را برای خود و دیگران فرهم کند و صرفا پوشش و حجاب نمی تواند مصونیت بیاورد که با اجبار و زور به پوشش و حجاب ، به آثار نجات بخش این حکم اسلامی رسید ، بلکه فقط و فقط اعتقاد و عمل به حجاب و پوشش است که انسان ساز و تعالی بخش است. (3)
مسلم است که اجرای احکام اسلام با تکیه بر زور و اجبار نه برای فرد اجر و پاداش اخروی را خواهد داشت و نه برای او آثار تربیتی و انسان سازی که هدف اصلی احکام اسلام است ، را خواهد داشت.
اگر به دنبال تربیت و انسان سازی و رسیدن ببشریت به کمال هستیم ، باید برای تحقق اصولی و منطقی احکام اسلام تلاش کنیم و تلاش کنیم که  احکام ناب اسلام را با میل و رغبت در عمق جان ها وارد کنیم و اجبار و زور و برخورد را ، فقط در موارد خاصی که موجب اختلال در اجرای احکام اسلام و یا ایجاد مفسده و یا ضرر و زیان و آسیب به مسلمانان می شود به کار بریم.


سخن آخر
اگر امروز حاکمان جوامع اسلامی بی توجه به مسائل امروز جوانان ، احکام ناب اسلامی را با بی فکری و لجاجت و ساده لوحانه با زور و اجبار ، به ظاهر پیاده می کنند ، اگر امروز جوان شیعه و جوانان اسلامی به سادگی از احکام ناب اسلامی می گذرند ، اگر امروز در پی آزاد شدن از قید و بند حجاب هستند ، اگر امروز باید حدود حجاب با زور و اجبار تعیین شود ، اگر زنان و دختران امروز الگویی امروزی ندارند ، اگر زنان و دختران بین حکم اسلام و مسائل امروز منافات می بینند ، اگر امروز به زور نیروی نظامی حد و حدود پوشش و حجاب  کنترل می شود ، اگر امروز مادر و دختر با دو پوشش و حجاب متفاوت و متناقض در اجتماع ظاهر می شوند ، بدانید که از اسلام و حقیقت اسلام دور شده اید و بی شک یکی از عوامل ان اصرار بر  اجرای احکام اعتقادی و معرفتی با زور و اجبار است.

با کمی تامل و دقت به این نتیجه خواهید رسید که احکامی از اسلام که جنبه فردی و اعتقادی دارد و ماهیت و فلسفه ان بر ایمان و اعتقادت فردی است و اساس اثر بخشی ان بر خود سازی است ، با اجبار تحقق نخواهد یافت و تنها راه  تحقق واقعی این احکام ، انسان سازی بر اساس معرفت و شناخت است.


پاورقی
-----------------------------------
(1) ترجمه آیات برگرفته از ترجمه ‌المیزان (  آیت‌الله موسوی همدانی ) می باشد.

(2) گاهی برخی از افراد در مورد پوشش و حجاب انچنان افراط می کنند که می توان گفت در اسلام بداعت گذاری می کنند . صورت و دست های خود را می پوشانند ، از هر گونه معاشرت و رفت آمد در اجتماع دوری می کنند و ... و یا مردانی هستند که به زنان و دختران خود این نوع پوشش و حجاب و پرده نشینی را توصیه و یا تحمیل می کند ، اما واضح و روشن است که اسلام حدی معقول و قابل اجرا و منطقی را برای پوشش زنان واجب و لازم شمرده است و این نوع افراط ها ناشی از برداشت های غلط و افراطی از احکام اسلامی است.

(3) نظارت و زمینه سازی برای اجرای احکام اسلامی و حکم پوشش و حجاب به این معنی نیست که حکومت با توسل به زور و اجبار احکام اسلامی را پیاده کند ، بلکه به این معنا است که حکومت اسلامی موظف است با ارائه قوانین و راه کارها در حوزه اجتماعی ، زمینه را برای اجرای این حکم فراهم کند و با وضع قوانین و راهکارهای موجود ، احکام اسلامی را اجرا کند و اگر افرادی از این قوانین پیروی نکرده و ان ها را نقض کردند ، با انها برخورد شده و ان ها را مجازات کند.
امروزه شاهد طرح هایی در قالب مبارزه با بد حجابی هستیم که با استناد به احکام اسلامی اجرا می شود اما واضح و روشن است که اسلام هیچ گاه اجبار و زور را در حوزه پوشش و حجاب فردی اعمال نکرده است. اگر اجرای این حکم در حوزه اجتماعی مطرح باشد مستلزم تدوین قوانین روشن و مشخصی است که به اطلاع عموم برسد و با تعیین قوانین و راه کار هایی در حوزه اجتماعی برای تحقق احکام اسلامی ، تلاش شود و نه صرفا برخورد نظامی و سلیقه ایی.
حکومت اسلامی موظف به فراهم نمودن بستر و شرایط مناسب برای اجرای احکام اسلامی در حوزه اجتماعی است و باید با وضع قوانین ، فرهنگ سازی ، اشنایی با فلسفه احکام اسلامی ، شرایط را برای تحقق احکام اسلامی فراهم کند و در مرحله آخر ، اگر افرادی قصد تخلف و سرپیچی از این احکام و قوانین را داشتند ، با انها برخورد کند .

برچسب‌ها: حجاب, حجاب در اسلام, حجاب در قرآن, حجاب در قرآن و احادیث, حدود پوشش و حجاب در اسلام
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 17:25 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.






رشوه و رشوه خواری در اسلام

یکی از احکام اسلام در حوزه اقتصادی و اجتماعی و حکومتی ، مبارزه با رشوه و رشوه خوای است. در اسلام رشوه دهنده و رشوه گیرنده به شدت محکوم شده است ، در اسلام رشوه ، حرام است و جز گناهان کبیره محسوب می شود.
یکی از بلاهای جوامع انسانی و نابود کننده عدالت و حقوق افراد جامعه ، پدیده شوم ، رشوه و رشوه خواری است که از دیرباز تا به امروز رواج داشته است و تحت عناوینی همچون هدیه ، تعارف ، حق و حساب ، حق الزحمه ، انعام ، شیرینی و ... وجود داشته و دارد.
رشوه ، اثار سوئی بر جامعه و حکومت اسلامی دارد و باعث ایجاد بی عدالتی و پایمال شدن حقوق افراد جامعه خواهد شد . طبقات با نفوذ و دارای تمکن مالی با پرداخت رشوه به راحتی به اهداف و مقاصد خود می رسند و اقشار ضعیف و فقیر حتی قادر به دریافت حق خود نیز نخواهند بود و در این چنین فضای بی عدالتی ، هر کسی نفوذ و پول بیشتری داشته باشد ، برنده و پیروز است.
 
رشوه در قرآن
در قران ایاتی وجود دارد که به صورت صریح رشوه و رشوه دادن را گناه و حرام می داند و ایاتی نیز وجود دارد که در ان ها سفارش شده است که مال و ثروت خود را از طریق نامشروع کسب نکنید و کسب مشروع درامدی است که به واسطه تجارت و کسب و کار بدست می اید.

ولا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل و تدلوا بها لی الحکام لتاکلوا فریقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون.
اموال یکدیگر را به باطل (و ناحق) در میان خود نخورید و برای خوردن قسمتی از اموال مردم به گناه، (قسمتی از) آن را به قضات ندهید . در حالی که می دانید . ( سوره بقره، آیه 188 )

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَینَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِیمًا.
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال یکدیگر را به باطل ( و از طرق نامشروع ) نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است.

رشوه در احادیث
رسول اکرم ( ص ) : خدا لعنت کند رشوه گیر و رشوه پرداز و کسی را که دلال میان آنها است; از رشوه گرفتن دوری کنید که این کار بمنزله کفر محض است و شخص رشوه خوار از رحمت خدا بدور می باشد.( بحارالانوار، ج 24، ص 9  ).

رسول اکرم ( ص ) : کسانی را که مردم به علم آنها احتیاج دارند و آنان در مقابل از آنها رشوه می خواهند، لعنت کرده است .( وسایل الشیعه، ج 18، ص 163  ).

رسول اکرم ( ص ) : هدیه گرفتن زمامدار و رئیس از دیگران حرام است و رشوه گیری حاکم شرع و قاضی، کفر است.( کنزالعمال، ج 6، ص 112 ).

امام صادق (ع) : رشوه در قضاوت کفر به خداوند است . ( وسائل الشیعه، ج 18، ص 162; معانی الاخبار، ج 6، ص 114  )

امام علی (ع) : پيشينيان شما از ايـن رو بـه هـلاكت و تباهى در افتادند كه مردمان را از حقّ ( شان ) بازداشتند و آنان ( ناچار با رشوه ) آن را خريدند و آنان را به ارتكاب باطل و نادرستى واداشتند و مردم هم از آن پيروى كردند . (نهج البلاغة : الكتاب 79 منتخب ميزان الحكمة : 236 )


حکم قابل تامل برخی از مراجع

حضرت آیة الله بهجت:
حرام است، اگر صدق رشوه شرعی کند و الا حرمت آن دائر مدار تضییع حقوق دیگران و منافات داشتن با شرایط ضمن عقد اجاره است.
 
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی:
اصطلاحا رشوه در مورد قضاوت است و در موارد دیگر رشوه محسوب نمی شود، لکن به هر حال اگر گیرنده پول در ساعات کار اداری اش کار را انجام دهد جایز نیست پول بگیرد، و اگر در خارج وقت اداری انجام دهد اشکال ندارد ولی چنانچه در ساعت اداری از انجام آن خودداری کند گرفتن حقوق از دولت برایش جایز نیست و اما نسبت به دهنده پول چنانچه بدون دادن پول کار انجام نمی شود مانع ندارد که پول بدهد.
 
حضرت آیة الله فاضل لنکرانی:
رشوه حرام مربوط به امر قضاوت می باشد و اموری که در فرهنگ ما رشوه محسوب می شود اگر موجب تضییع حقوق دیگران یا خلاف مقررات جمهوری اسلامی ایران باشد جایز نیست.
 
حضرت آیة الله سیستانی:
رشوه خواری کارمند برخلاف قرارداد کارمندی است و جایز نیست ولی پرداختن آن در وضع موجود و در غیر مورد قضاوت اگر مستلزم تضییع حق دیگران نباشد حرام نیست گرچه گرفتن آن جایز نیست.
 
حضرت آیة الله تبریزی:
رشوه در باب قضاء حرام است و در غیر باب قضاء اگر مخالف مقررات باشد نباید انجام داد.

حضرت آیة الله مکارم شیرازی:
رشوه خواری در باب قضاوت مطلقا حرام و از گناهان کبیره است و در غیر باب قضاوت چنانچه برای انجام کار خلافی پرداخته  شود آن نیز حرام است ولی دادن وجهی برای تسریع در کار حلال بدون آن که حقی باطل و باطلی حق یا نوبتی ضایع شود برای دهنده اشکالی ندارد ولی گیرنده اگر در برابر انجام وظیفه وجهی دریافت کند برای او جایز نیست، اما اگر خارج از وقت، کار مباحی کرده ، گرفتن وجه در مقابل آن اشکالی ندارد. (1)

برداشت هایی از فتوا های فوق


احتمالا منظور از این حکم و فتوا ها این است که :

- اگر کار شما در جایی مثلا نیروی محترم انتظامی گیر کرد و احساس کردید کار مربوط به شما روند کندی را دارد ! می توانیم جهت تسریع امور مبلغی را به جناب سرباز و سرکار و  سروان و ... بپردازید تا قلم مبارک را کمی سریع تر روی کاغذ بلغزانند و مراحل تنظیم سرقت انجام شده از منزل شما را کمی سریع تر انجام دهند و یا برای تسریع در امر یافتن مال و سارق مال خود ،  می توانید مبلغ بیشتری را به تمام خدم و حشم مربوط و غیر مربوط  پرداخت نمایید تا در اوقات کاری و غیر کاری به دنبال سارق اموال شما باشند !
هیچ نگران نباشد این رشوه حرام نیست چرا که نه به کسی ضرر زده اید نه حقی ضایع کرده اید ، فقط برای رسیدن به حق خود ، مبلغی را به عنوان هدیه ، کارمزد ، مشتلق و ... پرداخت کرده اید.
جنابان محترم هم نگران نباشد پول مورد نظر حلال حلال است ، شما در ازای دریافت پول ، کار اضافی انجام می دهید و به نوعی اضافه کاری محسوب می شود.

- اگر در مواردی هنگام رانندگی  مستحق جریمه شدید ، می توانید جهت تسریع امور و صرفه جویی در وقت و هزینه ، جریمه را به صورت نقدی به مامور محترم پرداخت نماید که انشالله این مبلغ سریعتر به دست سازمان مربوطه برسد !
هیچ نگران نباشد این رشوه حرام نیست چرا که نه به کسی ضرر زده اید نه حقی ضایع کرده اید ، فقط برای صرفه جویی و تسریع امور مبلغ جریمه را نقدی و در محل پرداخت کرده اید.
شما دوست عزیز هم نگران نباشید ، می توانید مبلغ را در جیب خود گذاشته و در حین ماموریت جهت انجام وظیفه بهتر خرج کنید.

- اگر در اداره ایی کار شما انجام نمی شد و یا کارمندان به اهستگی وظیفه خود را انجام می دادند با نشان دادن و پرداخت یک تراول پانصد هزار ریالی انها را به تحرک و فعالیت وا دارید که انشالله کار شما سریع تر انجام شود.
هیچ نگران نباشد این رشوه حرام نیست چرا که نه به کسی ضرر زده اید نه حقی ضایع کرده اید ، فقط برای سرعت دادن و تحرک بیشتر کارمندان مبلغی را پرداخت نموده اید.
شما کارمندان محترم هم خیالت راحت ! مبلغی را که دریافت کرده اید جهت فعالیت بیشتر شما است و زمانی که فعالیت بیشتر انجام می دهید ، مستحق دریافت پاداش هم هستید که این پاداش را شخص مورد نظر با میل و رضا پرداخت کرده است.

- اگر برای دریافت وام از بانکی دچار مشکل شدید مثلا ضامن معتبر نداشتید یا وثیقه مورد نظر ارزشی کمتر از وام مربوطه داشت و ... می توانید با پرداخت مبلغی به رئیس یا کارمندان بانک از انها بخواهید که کمی با شما کنار بیایند و وام را بدون ضامن و یا با همان وثیقه اندک به شما دهند.
نگران نباشید شما حق کسی را ضایع نکرده اید ، فقط ضامن نداشتید و وثیقه شما ناچیز بود که با پرداخت مبلغی ان مورد برطرف شد.
دوستان بانکدار ما هم نگران نباشند شما حقی را ضایع نکردید و پولی که دریافت کرده اید حق زحمه شما بوده است.

- اگر در امور ساخت و ساز خود دچار مشکل شدید و در اتاق های شهرداری معلق و سرگردان بودید ، می توانید جهت تسریع در کار خود و دریافت مشاوره و کمک  ، مبلغی را به یکی از افراد مسئول و یا حتی غیر مسئول ( مثلا ابدارچی ) با واسطه و یا بی واسطه پرداخت نماید تا از این بلاتکلیفی نجات پیدا کنید.
نگران نباشید این رشوه حرام نیست چرا که نه به کسی ضرر زده اید نه حقی ضایع کرده اید و فقط حق زحمه و حق المشاوره این افراد را پرداخت کرده اید.

اگر بیماری در بیمارستان دارید و احساس می کنید پرستاران به خوبی به او رسیدگی نمی کنند می توانید با پرداخت مبلغی به پرستاران از ان ها خواهش کنید ، مدت بیشتری را صرف بیمار شما کنند .
نگران نباشید این نوع رشوه هم حرام نیست و حق بیماران دیگر ضایع نخواهد شد چرا که پرستاران به همه بیماران رسیدگی می کنند و فقط به بیمار شما به صورت ویژه رسیدگی می کنند و شایسته است شما مبلغی را به او پرداخت کنید.
اگر ...

نکته اخر دقت نمایید که در امور قضاوت و شخص قاضی به هیچ وجه رشوه پرداخت نشود که شدیدا حرام است !. البته در مواردی که حقی ضایع نشود و یا در قضاوت تاثیری نداشته باشد ، بالامانع است. البته می توانید مبلغی را به قضات یا مسئول دفتر و ... جهت ارائه مشاوره و راهنمایی پرداخت نماید ! .
به هیچ وجه نگران نباشد ، این رشوه حرام نیست چرا که نه به کسی ضرر زده اید نه حقی ضایع کرده اید ، فقط برای دریافت مشاوره مبلغی را پرداخت کرده اید و واضح و روشن است که حق المشاوره حلال و مباح است.

خداوند به همه رشوه دهندگان و رشوه گیرندگانی که با رشوه خود هیچ حقی را ضایع نمی کند ، اجر و پاداش دهد ! .

مطلب فوق اگرچه در قالب طنز مطرح شد اما واضح است که حقیقت دارد و اگر امروز شاهد این چنین رشوه ها و زیر میزی ها و هدیه ها و شیرینی ها و پول چایی ها و امثال این ها هستیم ، اگر امروز رشوه همچون یک افت تمام ارکان بخش های حکومت های اسلامی را فرا گرفته است و چنان در ملت اسلامی نفوذ کرده است که دیگر کمتر کسی به گناه و حرام بودن این عمل توجه دارد. اگر امروزه شاهد این چنین مسائلی هستیم ، قطعا حکم قاطع و صریح اسلام را اجرا نکرده ایم و با بیان نادرست یک حکم اسلامی زمینه را برای سو استفاده فراهم کرده ایم.


فتوای اسلام
رشوه حرام است. دریافت کردن و پرداخت کردن رشوه حرام است. دریافت و پرداخت رشوه در هر صورت و هر شرایطی ، به هر شکل و عنوانی ، توسط هر شخص حقیقی و حقوقی ، به هر میزان و مبلغی ، به هر دلیل و مدرکی ، در هر شرایط و موقعیتی ، با هر هدف و قصدی ، در هر جا و مکانی ، حرام است و هر دو گناهکار و مجرم هستند و هر فردی هم که از این موضوع اگاه است و ساکت می نشیند ، گنهکار و شریک و مجرم است.

اری از نظر اسلام رشوه تحت هر شرایطی حرام است . اگر مراجع و فقها امروز عمده تاکید و تحریم شان در بحث رشوه ، مربوط به رشوه در قضاوت است به سبب وجود نصر صریح قرآان است اما کاملا روشن و واضح است که رشوه در امور دیگر نیز به همان اندازه منفور و برای افراد و جامعه اسلامی افت است و به همان میزان حرام و گناه می باشد. لازم است مراجع و فقها کمی ریز بین تر و قاطع تر احکام اسلامی را استخراج و بیان کنند تا جای هیچ شک و شبهه و سو استفاده ایی وجود نداشته باشد.
اگر مراجع و فقهای ما پرداخت دستمزد و اجرت برای انجام کاری را ، با مقوله رشوه قاطی می کنند یک اشتباه است چرا که هر فردی به خوبی فرق رشوه و دستمزد و اجرت را می داند.
رشوه ، مالی است که اشخاص از روی ناچاری و درماندگی و گاهی از سر ترس یا فرار از قانون و یا برای پایمال کردن حق دیگران و  بردن نفع و سود و ... به شخصی که در مسند قدرت است و یا توانایی انجام کاری را دارند ، می دهند. مشخص است که هیچ شخصی بی خود و بی جهت به کسی ، از مال خود بذل و بخشش نمی کند و همه افراد فرق بین هدیه و کارمزد و اجرت و رشوه را بخوبی می داند.

چند سوال
چطور ممکن است رشوه ایی داده شود اما حقی ضایع نشود ؟
چطور ممکن است شخصی حاضر به پرداخت رشوه شود در حالی که بدون رشوه هم کار او انجام می شود ؟

مثال و نمونه ای عینی برای مسئله رشوه نمی توان یافت که در ان حقی ضایع نشود و یا مفسده ایی نداشته باشد و یا باعث شیوع و ترویج مفسده ایی نشود. رشوه تحت هر شرایطی همراه با فساد است و از نظر اسلام هر امری که موجب مفسده و فساد شود گناه و حرام است.
رشوه در موادی پرداخت می شود که شخص خواسته ایی غیر معمول دارد و در ازای انجام خواسته غیر معمول و اغلب غیر قانونی خود ، رشوه می دهد.

رشوه حتی برای یک امر نیک و ثواب هم حرام است.
مثلا شخصی بگوید ما رشوه می دهیم تا مجوز ساخت فلان مسجد را در فلان محل بگیریم ! این رشوه نیز حرام است ، مگر می شود مانعی در کار نباشد ،  پایمال شدن حق کسی در کار نباشد و ان وقت در ازای انجام ان کار رشوه داده شود.
کدام عقل سلیمی قبول می کند که رشوه ایی داده شود اما حقی ضایع نشود ، عملی غیر قانونی انجام نشود ، نوبتی عقب و جلو نشود ، شخصی یا فردی ناراضی نشود ، خواسته غیر معمولی اجرا نشود ، حق بیشتری به کسی داده نشود ، نفعی برده نشود و ...
رشوه ، ممکن است در زمان رشوه دادن ظاهرا همراه با تضییح حقی نباشد اما حقیقت چیز دیگری است ، همین امر رشوه ولو در امور ثواب هم در دراز مدت اثراتی به مراتب خطرناک تر و فجیح تر دارد.
رشوه کاملا مشخص است و هر شخصی رشوه دهنده و رشوه گیرنده عمل خود را به خوبی می دانند و می دادند در ازای چه چیزی رشوه می دهند اما وجود چنین تبصره هایی که مشخص نیست چطور و از کجا امده است ، راه توجیح را باز می کند.

لازم است مراجع و فقها کمی دقیق تر و قاطع تر احکام اسلام را استخراج کنند و با ایجاد تبصره و شک و شبهه به رواج پدیده شومی همچون رشوه خواری و رشوه دهی دامن نزنند. امروز که شاهد هستیم افراد سود جویی برای سرپوش کارهای خلاف خود به دنبال تایید اسلام و خدا و مراجع و فقها هستند ، وظیفه مراجع و فقها بسیار مهم است و امیدواریم که مراجع و فقها ، مدافع احکام ناب اسلام باشند.

سخن آخر
ای مسئول ، ای مدیر ، ای کارمند ، ای وکیل ، ای وزیر ، ای مردم ... به اسلام قسم ، به قرآن قسم ، به پیغمبر اسلام قسم ، رشوه حرام است. مال رشوه حرام و نجس است ، نجس تر از گوشت سگ.
بدان اگر امروز به حرام خواری و نجاست خواری روی آوری فردا روز صفاتی همچون حیوانات نجس ، خواهی داشت.
بدان فردا روز از تو خواهند پرسید ، انسانیت را به چه قیمت فروختی ؟!
ارزان مفروش ، تو که اهل حساب و کتابی نفروش ، نفروش که خریدارش خداست.


پاورقی
----------------------------------------
(1) کتاب مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع به نقل از سایت تبیان

برچسب‌ها: رشوه و رشوه خواری در اسلام, حکم رشوه, رشوه در قرآن, رشوه در احادیث, رشوه از نظر مراجع
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1391ساعت 20:28 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.






سنگسار در اسلام

یکی از احکام اسلام که در مورد زن و مرد زناکار اجرا می شود ، حکم سنگسار است.
حکم سنگسار در مورد زنای محصنه اجرا می شود . اگر زن یا مردی که دارای همسر دائم باشند و مانعی برای نزدیکی با همسر خود نداشته باشند و مرتکب عمل زنا شوند ، زنای محصنه است و حکم ان پس از اثبات زنا ، سنگسار است.
حکم سنگسار به صورت صریح و مشخص در قرآن نیامده است و هیچ یک از علما و فقهای شیعه نیز مدعی وجود آیه ایی مبنی بر این حکم نیستند اما در سنت پیامبر و امامان حکم سنگسار برای زنای محصنه وجود دارد و به اثبات رسیده است. (1)

سوال
آیا حکم سنگسار ، حکم اسلام است ؟
چرا اسلام چنین حکم خشنی را صادر کرده است ؟
آیا حکم سنگسار در جامعه امروز هم قابل اجرا است ؟
آیا باید حکم سنگسار تغییر کند و یا حذف شود ؟

با تحقیق در سنت پیامبر اسلام و امامان به روشنی خواهید دریافت که حکم سنگسار وجود داشته است و حکم خداوند می باشد و حکم خداوند بدون تغییر است. (  البته در شرایط و موارد خاص ممکن است نوع مجازات توسط فقیه و حاکم اسلامی موقتا تغییر شکل دهد. )

زنا و مجازات ان
زنا به رابطه جنسی میان زن و مردی بدون وجود رابطه زوجیت میان آن‌ها گفته می‌شود. مردی که مرتکب زنا شده ‌است را زانی، و زن زناکار را زانیه می‌خوانند.
در تعریف فقهی زنا به نزدیکی بین زن و مرد ( شامل آمیزش جنسی مهبلی و مقعدی ) بدون ازدواج اطلاق می‌شود. یعنی مرد و زن نامحرمی بی آنکه عقد دائم یا موقت بخوانند یا مرد و زنی که با هم محارم هستند با هم از راه جلو یا پشت نزدیکی نمایند و دخول صورت بگیرد؛ یعنی آلت مرد در آلت زن داخل گردد و دخول هم به مقدار ختننه‌گاه صورت بگیرد. اگر نزدیکی و دخول صورت نگیرد، به آن زنا نمی گویند. بنابراین هر چند لمس و یا دیدن بدن دختر نا‌محرم، حرام است اما حکم زنا را ندارد و حد زنا جاری نمی‌شود. (2)

زنای با محارم
زنای با محارم به معنای آن است که مثلاً یک مرد با یکی از زنهایی که جزو محارم نسبی وی هستند و ازدواج کردن با آنان حرام است، زنا کند. محارم نسبی مانند: مادر، خواهر، دختر، دختر خواهر، دختر برادر، عمه و یا خاله.
مجازات زنای با محارم کیفر آن بنابر نظر بعضی از فقها اعدام است، ولی مفاد بعضی از روایات این است که با شمشیر یک ضربه به گردن او بزنند و اگر زنده ماند او را در حبس نگه دارند تا بمیرد، و احوط رعایت این دستور است .

زنای به عنف ( زنای به زور )
زنای به عنف به معنای آن است که زنی به عمل زنا راضی نباشد و مرد با زور و ارعاب و تهدید با او زنا کند.
مجازات زنای به عنف برای مرد زنا کننده اعدام  است ، هرچند احوط آن است که یک شمشیر به گردن او بزنند، گرچه نمیرد.

زنای غیر محصنه
زنای غیر محصنه به زنایی گفته می‌شود که شخص زناکار ( زن یا مرد ) فاقد همسر و مجرد باشد و به اختیار خود زنا کرده باشد. به زبان ساده تر به زنای شخص مجرد ، زنای غیر محصنه گفته می‌شود.
مجازات زنای غیر محصنه ، مجازات شخص زناکار در مرتبه اول یکصد ضربه شلاق است، و اگر سه مرتبه زنا کند و در هر مرتبه حد خورده باشد ، کیفر او در مرتبه چهارم اعدام است.(4)

زنای محصنه و محصن
زنای محصنه به معنای آن است که شخص زنا کننده دارای همسر دائمی باشد به گونه‌ای که هر گاه بخواهد با همسر خود نزدیکی کند مانعی در کار نباشد و با این حال تن به زنا داده باشد. به زبان ساده‌تر اگر یک زن متاهل زنا کند ، به زنای آن شخص زنای محصنه گفته می‌شود و اگر زانی مرد باشد زنای محصن گفته میشود.
مجازات زنای محصن در مورد مرد زناکاری که متاهل است، اگر پیرمرد است ابتدا یکصد ضربه شلاق و سپس سنگسار است، و اگر جوان است فقط او را سنگسار می‌کنند و بنابر احتیاط واجب شلاق زده نمیشود ، در مورد زن متاهل نیز همین حکم جاری است.


راه‌های اثبات زنا
1- اقرار طرفین که باید عاقل و بالغ باشند و با آزادی و اختیار کامل اعتراف کنند و این اعتراف باید چهار مرتبه انجام شود و بنا بر احتیاط در چهار جلسه این اعتراف صورت گیرد.

2- شهادت چهار مرد عادل و یا سه مرد و دو زن عادل و یا دو مرد و چهار زن عادل برای اثبات لازم است به صورتی که شهادت دهند به طور مشخص عمل زنا را مشاهده کرده اند.
در مورد شاهدین ، اگر حکم زنا اثبات نشود مثلا یکی از شهود از شهادت خود برگردد و تردید در مشاهده خود داشته باشد ، سه شاهد دیگر به حکم قرآن مجازات می شوند و به جرم تهمت زنا ، هشتاد تازیانه شلاق خواهند خورد و شهادت انها دیگر در هیچ دادگاهی پذیرفته نخواهد شد. (3)

دو راه ذکر شده بر اساس قرآن و سنت پیامبر میباشد و مورد تایید تمام مراجع و فقها می باشد ، راه سومی نیز امروزه برای اثبات زنا استفاده می شود که مورد تایید می باشد.

3- اثبات از طریق شواهد و قرائن در نزد حاکم شرعی. یعنی بر اساس شواهد و مدارک ، زنا در نزد قاضی مشخص شود. ( مثلا انجام ازمایشات تشخیصی بر روی منی و ترشحات فرد ، خون ، بچه متولد شده و ... و البته وجود شرایط زنا )


حکم سنگسار
با توجه به مطالب ذکر شده در مورد زنا و مجازات های ان ، مشاهده می کنیم که حکم سنگسار فقط در مورد زنای محصنه و محصن صادر می شود.
اسلام به خوبی تناسب مجازات با جرم را رعایت کرده است.
اسلام برای فرد مجرد که شرایط تامین نیاز جنسی خود را ندارد و ممکن است بر اثر فشار نیروی جنسی مرتکب زنا شود ، حکم سنگسار صادر نمی کند و تا سه مرتبه او را تازیانه می زند و اگر به این عمل خود مبادرت ورزد ، از نظر اسلام دیگر عمل او از روی تحریک نیروی جنسی و یا جنون انی نیست ، عمل او فحشا و اصرار بر فحشا است و از نظر اسلام چنین فردی برای جامعه و خانواده و مسلمانان همانند یک غده چرکین است که باید نیست و نابود شود و از این رو برای بار چهارم ، مجازات سخت اعدام را صادر می کند.
همچنین اسلام برای مجازات زنا با محارم ، حکم اعدام و مرگ می دهد. این نشانه عمق توجه اسلام به کانون خانواده است ، از نظر اسلام فرد زنا کار با محارم همچون افتی در کانون خانواده و خاندان ان شخص است و باید کشته شود.

اسلام برای مردان و زنان راه ازدواج را قرار داده است و از نظر ما شیعیان ، زن و مرد می توانند هم به صورت دائم و هم به صورت موقت ازدواج کنند و میل جنسی خود را در یک چهارچوب و قاعده و قانون ارام کنند.
ایا با وجود راه ازدواج دائم و موقت ، عمل زنا مستحق مجازات نیست ؟
ایا زن و مردی که متاهل هستند و مشکلی در رفع نیاز جنسی خود ندارند و مرتکب عمل زنا می شوند مستحق شدیدترین مجازات نیستند ؟

آیا حکم سنگسار غیر انسانی است ؟
اسلام مدافع حقوق زن و مرد است ، اسلام مدافع حقوق خانواده است ، اسلام مدافع عفت و پاک دامنی است ، اسلام مدافع انسانیت است ، اگر اسلام برای زنای فرد دارای زن و خانواده مجازات سخت سنگسار را ارائه می کند نشانه بی رحمی اسلام نیست بلکه نشانه عمق توجه اسلام به حفظ کانون خانواده است ، نشانه توجه اسلام به فرزندان انها است ، نشانه توجه اسلام به حفظ جامعه اسلامی است.

کانون خانواده ایی را تصور کنید که مرد یا زن با شخصی به جز همسر خود رابطه جنسی برقرار کند، این زندگی چقدر دوام خواهد اورد ؟
زندگی و اینده کودکان در این خانواده چه خواهد شد؟
کدام مردی رابطه جنسی همسر خود را با یک فرد دیگر تحمل می کند ؟

با کمی تامل خواهید دریافت که زنا و ان هم زنای فرد متاهل ، چه عواقب وحشتناکی را برای خانواده ، فرزندان و جامعه به دنبال دارد. اسلام برای جلوگیری از فروپاشی خانواده ها ، برای جلوگیری از بی خانمان شدن فرزندان ، برای جلوگیری از هوس بازی زنان و مردان حکم سنگسار را ارائه می کند. مسلم است هدف اصلی اسلام از این حکم بازدارنگی ان است. اسلام حکمی را صادر می کند که بازدارنده باشد و مجرم با تصور ان از عمل و جرم خود منصرف شود.
اسلام برای فردی که با هوس خود قاتل کانون خانواده خود و یا خانواده دیگران و نابود کننده آینده فرزندان و همسر خود و ترویج فساد و فحشا و رابطه جنسی نامشروع در جامعه است ، حکم مرگ می دهد و ان هم مرگی سخت هم چون سنگسار ، که برای همگان عبرت اموز باشد.
آیا خانواده ایی که یکی از زن و مرد زناکار شوند ، دوام خواهد یافت ؟
آیا فردی که کانون خانواده برای او ارزشی ندارد ، مستحق مجازات نیست ؟
آیا فردی که به خانواده و فرزندان خود رحم نمی کند مستحق رحم  است ؟
آیا برای فردی که برای تامین هوس خود قید خانواده ، همسر و فرزندان خود رامی زند باید دلسوزی کرد ؟
چرا باید با تعصب ، سطحی نگری و از روی احساسات حکمی از اسلام را حذف یا تغییر دهیم ؟

اگر امروز از روی تعصب ، دلسوزی و ترحم ، مصلحت ، آماده نبودن شرایط اجرای احکام خدا ، ترس از سو استفاده دشمنان و ترس از اجرای احکام خدا ، احکام الهی را تغییر ، تعلیق یا حذف کنیم ، بدانید که از اسلام و حقیقت ان دور شده ایم و با تفکرات به ظاهر منطقی خود ، زمینه را برای تحریف و نابودی اسلام فراهم کرده ایم.

حکم سنگسار اگر چه ظاهری خشن و سخت دارد اما در عمق ان عطوفت و مهربانی اسلام درمورد خانواده و جامعه اسلامی را می توان دید. اگر کمی دقت و تامل کنید ، خواهید دریافت که اثرات زنای محصنه بسیار وحشتناک است و باید حکمی ارائه شود که بازدارنده باشد و چنان وحشت اور باشد که هیچ کس جرات فکر کردن به ان را نداشته باشد. با تحقیق در مورد زنا ، اثبات ان و حکم سنگسار خواهید دریافت هدف اسلام از این حکم پیشگیری از وقوع زنا است و اصلی ترین و مهم ترین دلیل چنین حکمی بازدارندگی ان است ، چرا که اسلام به خوبی تاثیرات زنا را بر خانواده و جامعه اسلامی می داند و درصدد پیشگیری است.

سنگسار ، حکمی بازدارنده
با تامل در شروط ذکر شده برای زنا و اثبات زنا ، خواهید دریافت با این شرایط تعداد بسیار بسیار کمی ممکن است شامل چنین حکمی شوند و اگر کسی که با چنین شرایطی زنای او اثبات شود ، یک فاحشه و یک فرد بی بند و بار و بی قید است. مسلما کسی که همسر دارد ، به همسر خود برای برقراری رابطه جنسی دسترسی دارد با این حال در حضور عده ایی از مردم جامعه ( چهار مرد عادل و یا سه مرد و دو زن عادل و یا دو مرد و چهار زن عادل ) با شخصی غیر از همسر خود رابطه جنسی برقرار می کند ، برای جامعه اسلامی یک افت واقعی است و عمل او به نوعی ترویج فحشا و رابطه جنسی نامشروع است و مجازات او  باید عبرت اموز و باز دارنده باشد و با کمی تامل خواهید دید که مجازاتی همچون سنگسار برای چنین افرادی مناسب و برای جامعه نیز باز دارنده است.

با کمی دقت در شرایط زنا و اثبات ان و نحوه اجرای مجازات ان ، به روشنی خواهید دریافت هدف اسلام با این حکم تربیت و تعلیم است ، هدف اسلام باز دارندگی است نه صرفا مجازات.

اسلام شرایط شهادت چهار نفر عادل و یا چهار بار اقرار خود شخص را ملاک اثبات قرار می دهد تا یقین کامل حاصل شود ، با تامل در این شروط در می یابیم اسلام ترجیح می دهد که زنا های بسیاری در خفا رخ بدهد اما یک زنا در حضور چند نفر انجام نشود ، چرا که این عمل باعث رواج چنین فحشا ایی در بین مردم می شود و هدف اصلی اسلام از چنین احکام سختی ، جلوگیری از رواج فحشا است و از این رو در اسلام زناکاری را که زنای او توسط شاهدانی مشاهده شود ، مستحق مجازات می داند.
از نظر اسلام اگر یک زنا که در حضور چهار نفر انجام شود و یا خود شخص به عمل خود اعتراف کند و یا به بیان دیگر از عمل خود شرم نکند و چهار بار ان را اعتراف کند ، باید حکم سنگسار در حضور مردم برای او اجرا شود چرا که مشاهده عمل زنای او ، توسط مردم جامعه ، بازتاب و عواقب وحشتناکی را در جامعه اسلامی بر جا خواهد گذاشت و باید مجازات در حضور مردم به گونه ایی باشد که شدیدا بازدارنده باشد.

هدف اسلام از حکم سخت سنگسار جلوگیری از ترویج فحشا و رابطی جنسی نامشرع است ، هدف اسلام جلوگیری از فروپاشی کانون خانواده است ، هدف اسلام جلوگیری از تباه شدن زندگی فرزندان است ، اسلام حکم به سنگسار می دهد تا هیچ مرد و زن متاهلی حتی فکر رابطه جنسی نامشروع را به خود راه ندهد و از این طریق از وقوع زنای محصنه که عواقب وحشتناکی بر خانواده ها و جامعه دارد ، جلوگیری کند.
در اسلام فردی که زنا انجام می شود و زنای او اثبات می شود را در خفا مجازات نمی کند ، حکم می دهد در حضور مردم شلاق بخورد ، در حضور مردم سنگسار و یا اعدام شود ، چرا که هدف اسلام مجازات نیست ، هدف اسلام تعلیم و تربیت و جلوگیری از زنا است.
حکم سنگسار و مجازات اعدام برای زناکار اگر چه به ظاهر حکم خشنی است اما در حقیقت نشانه عطوفت و مهربانی اسلام در حفظ کانون خانواده ها ، ثبات جامعه اسلامی ، تعلیم و تربیت ، جلوگیری از رواج فحشا ، جلوگیری از فروپاشی خانواده ها ، نجان زنان و مردان و سرو سامان دادن به میل سرکش جنسی است.


پاورقی
------------------------------------
(1)
_ امیرالمومنین علیه السلام به این قانون اسلامی اشاره دارند ومی فرمایند: « وَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله رَجَمَ الزَّانِیَ الْمُحْصَن‏؛ می‏دانید رسول خدا صلى الله علیه و آله زناکار همسردار را سنگسار ‏کرد.» خطبه 127نهج البلاغه
 _ « عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی الْمُحْصَنِ وَ الْمُحْصَنَةِ جُلِدَ مِائَةً ثُمَّ الرَّجْمَ؛ از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: مرد و زن همسردار (که مرتکب زنا شده باشند) نخست صد تازیانه میخورند سپس سنگسار مى‏شوند .» الإستبصارج 4  ص  202
 _ « عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الرَّجْمُ حَدُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ وَ الْجَلْدُ حَدُّ اللَّهِ الْأَصْغَرُ؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند: سنگسار حدّ بزرگ الهی ، و تازیانه زدن حدّ کوچک الهی است.» الإستبصارج 4  ص  202
_ عن عمرو بن قیس قال قال ابوعبدالله علیه السلام :   «وَ إِنَّ اللَّهَ حَدَّ أَنْ لَا یُنْکَحَ النِّکَاحُ إِلَّا مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ فَعَلَ غَیْرَ ذَلِکَ إِنْ کَانَ عَزَباً حُدَّ وَ إِنْ کَانَ مُحْصَناً رُجِمَ لِمُجَاوَزَتِهِ الْحَدَّ؛ امام صادق علیه السلام فرمودند :خداوند مشخص فرموده که رابطه جنسی تنها از راه حلال آن انجام گیرد؛ کسی که از این حکم تخلف کند اگر مجرد باشد تازیانه می خورد، و اگر متاهل باشد رجم می شود، زیرا از حدود خدا تجاوز کرده است.» کافى  ، ج 5 ، ص 491 ، حدیث 3

(2) روح‌الله خمینی. تحریر الوسیله. ۱۷ فوریه ۲۰۱۲.

(3) وَ الَّذينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ( سوره نور ، آیه 4 )
 و كسانى كه آنان پاكدامن را متّهم مى‏كنند، سپس چهار شاهد( بر مدّعاى خود ) نمى‏آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادتشان را هرگز نپذيريد و آنها همان فاسقانند.

 (4) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ  ( سورهٔ نور- آیهٔ  ۲)
هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبّت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند!

برچسب‌ها: سنگسار در اسلام, حکم سنگسار, زنا و مجازات آن, زنای با محارم, زنای به عنف
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 18:16 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.






حق طلاق در اسلام

یکی از احکام اسلام که کم بیش مورد انتقاد برخی از افراد است و از طرف گروه های طرفدار حقوق زنان و برابری حقوق زن و مرد مطرح می شود ، حق طلاق برای مردان است.
در اسلام بر طبق آیات قرآن و احادیث و سنت امامان و پیامبر ، حق طلاق برای مردان است.
با رجوع به آیات قرآن و احادیث و سنت پیامبر و امامان به روشنی مشخص می شود که اسلام حق طلاق در یک کانون خانواده را برای مردان قرار داده است. (1)

چند سوال
چرا اسلام حق طلاق را به مردان داده است ؟
آیا دادن حق طلاق به مردان تبعیض نیست ؟
آیا اسلام حقوق زنان را نادیده گرفته است ؟
چرا باید حق فسخ تعهد ازدواج فقط برای مردان باشد ؟
چرا زنان نباید حق طلاق داشته باشند ؟
آیا بهتر نبود ، زن و مرد هر دو حق طلاق را داشتند ؟
چرا یک زن باید به زور همسر یک مرد بماند ، چون حق طلاق برای مرد است ؟

مسلم است احکام اسلام بی دلیل و منطق نیست و حکم ، حق طلاق برای مردان نیز خالی از حکمت نیست و نشان دهنده عمق توجه اسلام به فطرت و روحیات و خصوصیات زن و مرد است و این نکته که اسلام برای خانواده و تحکیم خانواده و پیمان مقدس ازدواج تا چه اندازه اهمیت قائل است و احکامی را برای تداوم و سلامت این پیمان و خانواده تعیین کرده است که یکی از ان ها دادن حق طلاق به مردان است.

اگر به صورت سطحی نگاه کنید و خیلی ساده و بدون تامل شعار برابری حقوق زن و مرد را در نظر بگیرید ، در می یابید که حق طلاق باید برای زن و مرد یکسان باشد ، چرا که زن و مرد دارای حقوق یکسانی در زندگی زناشویی هستند و هر دو باید حق طلاق داشته باشند و دادن حق طلاق به مردان یک تبعیض و ظلم به زنان است.

فلسفه احکام اسلام بسیار عمیق است و تمامی احکام اسلام منطبق بر فطرت زن و مرد است.
حکم حق طلاق برای مردان ، از طبیعت و فطرت زن و مرد نشات می گیرد و بر اساس فطرت و درونیات و روحیات زن و مرد تعیین شده است.


طبیعت و فطرت زن و مرد
- مرد و زن به صورت طبیعی و فطری خصوصیات منحصر به فردی دارند.
- مردان تمایل دارند شریک زندگی خود را انتخاب کنند و زنان برعکس ، بیشتر تمایل دارند انتخاب بشوند. حتی در مورد حیوانات نیز غالبا جنس نر طالب جنس ماده است.
- مردان تمایل دارند علاقه و احساسات خود را ابراز کنند و از زن پاسخ دریافت کنند و زنان بر عکس ، تمایل دارند به انها ابراز علاقه و محبت شود و انها نیز متقابلا ابراز احساسات کنند. شاید شنیده باشید که به مرد ها توصیه می شود که جمله " دوستت دارم " را به زن خود بگویند چرا که زنان این ابراز علاقه را دوست دارند و به سبب ان پاسخ می دهند.
- طبیعت مرد ، ناز کشیدن و ابراز علاقه را می پسندد و طبیعت زن ، ناز کردن و دل ربایی را.
- زنان زود تر می رنجند و  ظریف تر و احساسی تر تصمیم می گیرند. البته ظریف بودن و احساسی بودن برای زنان نقص محسوب نمی شود ، بلکه یک خصوصیت زیبای زنانه و مادرانه است.

با کمی دقت در تفاوت های زن و مرد و خصوصیات و روحیات انها به خوبی در می یابیم که بسیاری از روابط شکل گرفته در بین انسانها تحت تاثیر این ویژگی ها و تفاوت ها می باشد.
اسلام نیز طبیعت و خصوصیات زن و مرد را خوب می شناسد و در احکام خود ان ها را لحاظ کرده است.


چرا اسلام حق طلاق را به مرد داده است ؟
دین اسلام با توجه به طبیعت و فطرت زن و مرد و نحوه ارتباط ان ها و پیوند زناشویی بین انها ، حق طلاق را به مرد می دهد و حق طلاق را حق طبیعی مرد می داند. البته این حق در مواردی به زن نیز داده می شود. (2)

برای این مطلب چند دلیل منطقی و منطبق بر فطرت و طبیعت زن و مرد وجود دارد.

- قبل از پیوند ازدواج بر حسب فطرت و طبیعت ، مرد از زن خواستگاری می کند ، این خواستگاری به این معنا است که مرد ، ان زن را انتخاب کرده است و احساس می کند می تواند در کنار او و با او زندگی کند. بر اساس کشش طبیعی ، مرد طالب زن است و زن مطلوب مرد ، و زن حق انتخاب دارد که او را برگزیند. زن نیز بر اساس فطرت و طبیعت خود و  ابراز علاقه و درخواست مرد ، یا او را به عنوان زوج خود بر می گزیند و یا رد می کند. وقتی انتخاب و پیمان به این صورت و بر حسب فطرت و طبیعت هر دو انجام می گیرد ، مسلم است تا زمانی که مرد طالب زن باشد و زن مطلوب او ، این کشش و جاذبه در مرد وجود دارد و زن نیز که بر اساس ابراز علاقه و درخواست مرد این پیمان را پذیرفته است ، بر پیمان خود باقی خواهد ماند. اما زمانی که به هر دلیلی ، این طلب و خواست در مرد خاموش شود و زن دیگر مطلوب مرد نباشد ، اصل و اساس شکل گیری این رابطه و پیوند متزلزل شده است ، در این جا اسلام در ابتدا دعوت به اصلاح و رفع مشکل می کند اما زمانی که یقین حاصل شود که این میل و طلب در مرد از بین رفته است و زن دیگر مطلوب مرد نیست ، اسلام حکم طلاق را ارائه می کند و چون مرد بر اساس ساز و کار طبیعت و فطرت ، نقشی محوری و اساسی را در شروع این زندگی و پایان ان دارد لذا ، حق کسستن این پیمان به مرد داده شده است.
تا زمانی که طلب و خواست در مرد وجود دارد ، زندگی دارای حیات است و زمانی که این طلب در مرد از بین برود ، زن نیز خود به خود از زندگی سرد می شود ، چرا که در ابتدا ، علاقه زن و قصد زناشویی او ، بر اساس خواست و طلب مرد و ابراز علاقه ی او ، شکل گرفته است. اما زمانی که زن از زندگی سرد شود و مرد هنوز طالب زن باشد ، همانند زمان شروع زندگی است که مرد طالب زن بود و زن او را انتخاب کرده است ، در این شرایط ، امکان سامان گرفتن زندگی وجود دارد.
اسلام به سبب نقش مرد در شکل گیری پیمان ازدواج ، حق طلاق را به مرد می دهد.

- مرد پس از ان که زن درخواست او را برای پیوند زناشویی قبول کرد ، بخشی از مال خود را به عنوان هدیه و پیکشش ، به نام مهریه به زن می دهد. یعنی مرد بخشی از مال خود را به نشانه ابراز علاقه و میزان تمایل او به زندگی زناشویی ، با میل و رضای خود ، به زن تقدیم می کند و از زن انتظار دارد که همسر و همراه او باشد. اگر ازدواج دائم باشد مرد انتظار دارد که او تا اخر عمر همسر او باشد و اگر ازدواج موقت باشد ، انتظار دارد که تا پایان مدت مقرر شده همسر او باشد.
پس از طلاق و جدایی مرد تا پایان عده ، باید نفقه زن را بپردازد که این نیز برای مرد از نظر مالی هزینه دارد.
با کمی دقت در می یابید این پیوند و فسخ ان ، از نظر مالی برای مرد هزینه دارد و در ازای این پیوند بخشی از مال خود را پیشکش کرده است و بخشی هم به عنوان نفقه پرداخت می کند ، پس بسیار منطقی است که مدت این زناشویی فقط توسط مرد قابل تغییر باشد چرا که از نظر مالی فسخ این پیمان برای مرد ضرر و زیان خواهد داشت اما برای زن از نظر مالی نه تنها ضرری نخواهد داشت ، بلکه مالی را به عنوان مهریه و نفقه دریافت می کند.
با کمی تفکر خواهید دید که زمانی که مرد برای این پیمان از نظر مالی هزینه کرده است روا است حق طلاق هم به او داده شود.
دادن حق طلاق به مرد از بسیاری از سو استفاده ها جلوگیری می کند. اگر حق طلاق دو طرفه بود ، زنان سود جویی هم پیدا می شدند و فقط به جهت دریافت مهریه ازدواج می کردند و سپس درخواست طلاق می کردند . دادن حق طلاق به مردان از این نوع سود جویی ها جلوگیری خواهد کرد.

- زنان دارای احساسات ظریف و حساسی هستند و همین خصوصیت ممکن است باعث تصمیمات عجولانه و غیر منطقی شود . زنان در مقایسه با مردان در مشکلات و مسائل زندگی زودتر رنجیده شوند و ممکن است در مورد مسائل و مشکلات زندگی ، چنان احساساتی تصمیم بگیرند که در نهایت به خود و زندگی مشترک خود اسیب بزنند. در مورد حق طلاق نیز این خصوصیات زنان در نظر گرفته شده است و برای حفظ و بقای کانون خانواده و اسیب های احتمالی ، حق طلاق به مردان داده شده است.

با کمی تامل خواهید دریافت که حق طلاق به معنی سلطه مرد بر زن ، کالا قرار دادن زن ، مالکیت مرد ، ضایع کردن حق زن ، کوچک شمردن زن و ... نیست. از نظر اسلام زندگی میدان جنگ نیست ، ازدواج ، رابطه مملوک و مالک نیست ، ازدواج مقدس است ، زندگی زناشویی با ارزش و محترم است و ساز و کار این پیمان و فسخ ان باید بگونه ایی باشد که کمترین تهدید را برای کانون خانواده داشته باشد ، از این رو اسلام با قرار دادن احکامی در مورد ازدواج ، مهریه ، نفقه ، و حق طلاق به مردان ، سعی در تحکیم این پیمان مقدس دارد.
هدف اسلام از دادن حق طلاق به مردان ، برتری مردان یا مملوک قرار دادن زنان و یا ضایع کردن حق زنان نیست بلکه هدف اسلام  ، حفظ کانون خانواده بر اساس فطرت و طبیعت زن و مرد است ، اسلام با شناخت کافی بر طبیعت زن و مرد و مسائل مربوط به انها ، حق طلاق را به مردان داده است.

سخن اخر
اگر اسلام برای پیوند مقدس ازدواج ، حکم طلاق ارائه می کند و حق طلاق را به مرد می دهد ، فقط و فقط به سبب فطرت و طبیعت زن و مرد و نقش زن و مرد در شکل گیری و حیات زندگی زناشویی است.


پاورقی
--------------------------------------
(1)
وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ –  و اگر تصمیم طلاق گرفتند ( مانعی ندارد ، سوگند منحلّ و کفّاره ساقط می شود ) همانا خداوند شنوا و داناست. ( آیه 227 سوره بقره )

وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لا تُمْسِکُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَ ما أَنْزَلَ عَلَيْکُمْ مِنَ الْکِتابِ وَ الْحِکْمَةِ يَعِظُکُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ -  چون زن ها را طلاق دادید و به انتهای عدّه خود نزدیک شدند ، پس ( یا دوباره رجوع کنید و ) آنها را به خوبی و خوشی نگه دارید و یا ( به ترک رجوع ) به خوبی و خوشی رها سازید ، و هرگز آنان را برای آزار و زیان نگه ندارید تا به آنها تعدی و ستم روا دارید ، و هر که چنین کند پس حتما به خویشتن ستم کرده. و آیات خدا را به مسخره نگیرید و نعمت ( بی حدّ ) خدا را بر خودتان و آنچه را که بر شما از کتاب و حکمت ( احکام شرعی و معارف عقلی ) فرو فرستاده که شما را بدان پند می دهد به یاد آرید ، و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به همه چیز داناست. ( آیه 231 سوره بقره )

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَکُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَميلاً -  ای کسانی که ایمان آورده اید ، هر گاه زن های مؤمن را به همسری خود درآوردید سپس آنها را پیش از آنکه با آنان آمیزش کنید طلاق دادید ، پس شما را بر عهده آنها عدّه ای نیست که شمار ( روزهای ) آن را نگاه دارید پس آنها را ( به دادن نصف مهر در صورت تعیین مهریه و به دادن مبلغی درخور شأن آنها در صورت عدم تعیین مهریه ) برخوردار نمایید ، و آنها را به بهترین شیوه رها سازید. ( آیه 49 سوره احزاب )

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ يَأْتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْري لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً - ای پیامبر ، هنگامی که خواستید زن ها را طلاق دهید آنها را به وقت عده طلاق دهید ، ( در زمانی که شروع به عدّه ممکن باشد یعنی از حیض پاک شده و با شوهر همبستر نشده اند ) ، و حساب عدّه را نگه دارید ، و از خدای- پروردگارتان- پروا کنید آنها را ( در دوران عدّه ) از خانه هایشان بیرون نکنید- و آنها نیز بیرون نروند- مگر آنکه عمل زشت آشکاری مرتکب شوند. و اینها حدّ و مرزهای خدا است و هر کس از حدّ و مرزهای خدا تجاوز کند حقّا که بر خویشتن ستم کرده تو ( ای مرد ) نمی دانی ( و آن زن نمی داند ) شاید خدا پس از آن ( طلاق ) کاری ( از نظر صلح طرفین ) پدید آورد. ( آیه 1 سوره طلاق )


(2) از نظر اسلام حق طلاق ، به صورت طبیعی در اختیار مرد است اما می تواند به صورت یک حق قراردادی و تفویضی و یا در شرایط خاص به زن داده می شود.
طلاق تفویضی : اگر در ضمن عقد ازدواج ، مرد و زن توافق کنند زن در صورتى که لازم بداند یا در صورتى که مرد دچار عارضه ‏اى شود ، از جانب مرد وکیل باشد که خود را مطلّقه کند ، زن نیز حق طلاق خواهد داشت ، که تحت نام طلاق تفویضی صلاحیت طلاق به زن انتقال پیدا میکند .
تفریق : اگر زن درخواست طلاق کند و با ادله و دلایل مورد قبول ، از طریق محاکمه قضایی طلاق خود را بگیرد ، تفرق گفته می شود.

برچسب‌ها: حق طلاق در اسلام, دادن حق طلاق به زن, طلاق در قرآن, حق طلاق, طلاق در اسلام
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 16:56 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.






حکم ارتداد در اسلام

یکی از احکام اسلامی که ریشه در سنت اسلامی دارد حکم ارتداد است . در قرآن حکم صریح و روشنی در مورد شخص مرتد وجود ندارد ، اما در احادیث و سنت اسلامی مواردی وجود دارد که بیان کننده حکم اعدام و مرگ برای مرتد است. (1)
مرتد به کسی گفته می شود که پس از ایمان به اسلام ، از اسلام خروج پیدا کند و یا به کفر گرایش پیدا کند و کافر شود. این ابراز کفر ممکن است به هر شکلی باشد ، که از نظر جمیع فقها در صورت انکار یکی از اصول دین ، کفر روشن می شود و شخص کافر است. (2)

در تعالیم اسلامی و فقهی دو نوع مرتد داریم :

مرتد فطری : کسی که پدر و مادر او مسلمان هستند و در این خانواده متولد می شود و تربیت می یابد و پس از بلوغ ، دین اسلام را می پذیرد و بعد ، از اسلام خارج می شود را مرتد فطری می گویند.

مرتد ملی : کسی که پدر و مادر او مسلمان نیستند و در این خانواده متولد می شود و پس از بلوغ دین اسلام را می پذیرد و بعد ، از اسلام خارج می شود را مرتد ملی می نامند.

بر اساس سنت اسلامی ، حکم ارتداد برای این دو نوع مرتد و همچنین مرتد زن و مرد متفاوت است.
حکم مرتد فطری اعدام است و توبه او پذیرفته نمی شود.
حکم مرتد ملی ، ابتدا دعوت به توبه و فراهم کردن شرایط بازگشت او است و اگر توبه نکرد ، اعدام است.
حکم مرتد زن ، چه مرتد فطری باشد چه مرتد ملی ، ابتدا دعوت به توبه و فراهم کردن شرایط بازگشت است و اگر توبه نکرد ، زندانی می شود. ( حکم اعدام در مورد مرتد زن صادر نمی شود )

با کمی تامل خواهید دریافت در این احکام شرایط و موقعیت های مختلف لحاظ شده است. برای مردی که در تربیت اسلامی بزرگ شده است ، شرایط بسیار سخت گیرانه است و خکم اعدام صادر می شود ، در مورد شخصی که در فضای اسلامی بزرگ نشده است ، کمی ملایم تر برخورد می شود و یک فرصت بازگشت به او داده می شود و در نهایت برای زنان ، با توجه به فطرت زنانه و لحاظ کردن تصمیمات احساسی و عاطفی زنان ، از شدت حکم کاسته می شود و تا زمان بازگشت به اسلام و توبه ، مجازات زندان برای او در نظر گرفته شده است.

اسلام در ابتدا هیچ اجباری را در پذیرش اسلام قرار نمی دهد اما اگر کسی با اختیار و میل خود و از سر آگاهی ایمان اورد دیگر اجازه خروج به او داده نمی شود.
اتفاقا این سختگیری اسلام برای ترغیب شخص برای تحقیق و انتخاب درست است و این که شخص با توجه به نداشتن راه برگشت ، با علم و اگاهی کامل انتخاب کند و وقتی چنین انتخابی را کرد ، اجازه پشیمانی به او داده نمی شود.
نبودن راه بازگشت از اسلام به نوعی خود عامل ترغیب و تشویق غیر مسلمانان است ، چرا که فرد غیر مسلمان با مشاهده ، مسلمان شدن فردی دیگر و اندیشیدن به این حکم که راه بازگشت هم برای ان فرد نیست ، در می یابد که حقیقتا دین اسلام ، دین کامل است که افراد با وجود چنین حکمی به ان گرایش پیدا می کنند.
وجود این حکم اجازه نمی دهد افراد با هر بهانه یا توطئه یا سو استفاده ایی به دین اسلام ایمان بیاورند و سپس خارج شوند. (3)


چند سوال

ایا هر کسی که از دین اسلام بازگردد مرتد است ؟
ایا هر فرد مسلمانی که خدا یا ضروریات دین را انکار کند ، مرتد است و باید کشته شود ؟
اگر مسلمانی ، دین دیگری را انتخاب کند ، مرتد است و باید کشته شود ؟
اگر اسلام برای کسی که از دین خروج می کند حکم مرگ صادر می کند ، کسی هم که از دین دیگر خروج کند و به اسلام روی اورد  ، دین او هم باید حکم مرگ او را صادر کند ؟

چیزی که روشن است هر انکار یا بازگشت از اسلام ، حکم مرگ و اعدام را ندارد.
با کمی تحقیق خواهید دریافت که حکم مرتد در مواردی صادر شده است که فرد از اسلام به دین کفر گرایش پیدا کرده است و یا به دشمنی با اسلام برخواسته است ، یعنی اگر به ادیان دیگر گرایش پیدا کند و از اسلام خارج شود , حکم کشته شدن برای او صادر نمی شود ، مگر خروج او به قصد ضربه به اسلام و ترویج و تبلیغ دینی نادرست باشد. ( در مورد ارتداد ، فقها بر خروج از اسلام و گرایش به کفر و تبلیغ و ترویج دین نادرست ، اتفاق نظر دارند )

حکم ارتداد یک حکم اجتماعی ، سیاسی است.
اسلام فردی را که از اسلام باز گردد ،  بر کفر خود اصرار داشته باشد و توبه نکند ، کفر خود را اشکار کند ، به معانعت و دشمنی با اسلام برخیزد ، در بین مسلمانان تبلیغ سو کند ، به اعتقادات مسلمانان توهین کند و سعی در ضربه به اسلام و ایمان مسلمانان داشته باشد را مرتد می خواند و او را مستحق کشته شدن می داند و بر مسلمانان و حکومت اسلامی اجرای این حکم را واجب کفایی می داند.
چنین کسی با ارتداد خود ، فقط خود و عاقبت خود را تباه نمی کند ، بلکه با اعمال و رفتار خود و دشمنی ، بر مسلمانان و جامعه اسلامی ضربه می زند ، که این جرم و گناه نابخشودنی است و جزای ان مرگ است.

مسلم است اسلام به علت اعتقادات درونی فرد مرتد ، حکم مرگ او را صادر نکرده است ، چرا که این اعتقادات خود او را گمراه می کند و در اخرت مستحق عذاب الهی می شود . این حکم به موجب دشمنی با اسلام و اثار سوئی که مرتد بر مسلمانان و امت اسلامی و حکومت اسلامی دارد ، صادر می شود.

مجازات مرگ برای کسی که مسلمانان را به گمراهی دعوت کند ، به دشمنی با ان ها بر خیزد ، به انها و اعتقاداتشان توهین کند ، تحریفات و تبلیغات سوء می کند ، برای ست کردن ایمان مسلمانان و ایجاد شک و تردید در دل مسلمانان تلاش کند ،  به قرآن و پیامبران و امامان توهین و بی احترامی می کند بسیار کم است و با کمی تامل خواهید دریافت حکم ارتداد نه تنها سخت گیرانه و غیر منطقی نیست بلکه بسیار منصفانه و منطقی و انسانی است.

حکم ارتداد نه موجب سلب ازادی افراد در انتخاب دین است و نه راهی برای اجبار فرد بر مسلمان ماندن ، این حکم ، حکمی است در جهت نجات خود فرد و حفظ اسلام و جامعه مسلمین.
بی شک هر فرد یا افرادی که هدف انها دشمنی با اسلام و مسلمین و گمراهی مسلمانان باشد  ، چه مرتد باشد ، چه مسلمان یا کافر ، مستحق مجازات سنگینی است و باید محو و نابود شود.
حکم ارتداد یک حکم دقیق و ظریف است که با نگرش درست به ان خواهید دریافت که وجود این حکم در جهت حفظ اسلام و جامعه مسلمین ، دفع توطئه دشمنان ، تبلیغ اسلام و اثبات حقانیت اسلام  ضروری است.


پاورقی
--------------------------
(1) حکم ارتداد در سنت و احادیث
عمار ساباطي گويد: از امام صادق - عليه السلام- شنيدم كه فرمود: هركس از مسلمانان از اسلام برگردد(مرتد شود) وپيامبري حضرت محمد-صلي الله عليه و سلم- را انكار كند وبه او نسبت دروغ دهد، براي هركسي كه مي‌شنود خون او مباح است وزنش براي هميشه از او جدا مي‌شود ومالش بين ورثه تقسيم مي‌شود وزنش عده وفات مي‌گيرد. ( فروع كافي، ج 6، ص 174، روايت 1، وسائل الشيعه، ج 28، ص 324 )

حضرت علي- عليه السلام- فرمود: هركس از مسلمانان به فطرت به دنيا آمده وبعد مرتد شود من گردن او را مي‌زنم، وهركس بر فطرت تولد نيافته او را توبه مي‌دهم اگر توبه كرد (رها مي‌شود) واگر نپذيرفت گردن او را مي‌زنم. ( من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 152، روايت 3552 )

حضرت علي- عليه السلام- فرمود: زن اگر از اسلام برگردد ومرتد شود كشته نمي‌شود؛ ولي حبس ابد دارد. ( من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 150، روايت 3549 )


(2) کسی که یکی از ضروریان دین اسلام  توحید ، عدل ، نبوت ، امامت ، معاد  و یا قرآن را قبول نداشته باشد و یا انکار کند و یا به عقیده برخی هر گونه توهین و افترا به امامان و پیامبران و ... از مصادیق کفر است و ان شخص کافر است.

(3) گفته می شود در زمان پیامبر گروهی که قصد توطئه و سست کردن ایمان مسلمانان را داشتند با طرح نقشه ایی، ابتدا به پیامبر و اسلام ایمان اوردند و در پایان روز از اسلام باز گشتند تا به این طریق در بین مسلمانان شک و شبه ایی ایجاد کنند ، به همین علت اسلام برای مبارزه با چنین توطئه ها هایی حکم ارتداد را وضع کرده است.

برچسب‌ها: حکم ارتداد در اسلام, مرتد در اسلام, حکم ارتداد, حکم ارتداد در احادیث, مرتد فطری
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 18:52 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.






حکم بریدن دست سارق در اسلام

دین اسلام ، دینی کامل و بدون نقص است و تمام احکام ان مبتنی بر فطرت ، منطق و شناخت کامل از انسان ها و روابط انها است و تمامی احکام اسلام فلسفه ایی بزرگ دارد که نشانه عمق توجه اسلام بر وضع احکام است.

یکی از احکام تامل برانگیز ، قاطع ، سخت گیرانه و بازدارنده  دین اسلام حکم  بردیدن دست سارق است .

این حکم به صورت صریح در قران مطرح شده است و سنت پیامبر و امامان نیز مهر تاییدی بر این حکم زده است. بر اساس اسلام اگر زن و یا مردی مرتکب دزدی شود ، مجازات ان ، بریدن دست او است.

وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَکيمٌ  ( آیه 38 سوره مائده )

دستان مرد دزد و زن دزد را به سزای آنچه کرده اند  و بواسطه و مجازاتی ازناحیه خدا ، قطع کنید وخدا مقتدری شکست ناپذیر وحکیم است. ( تفسیر المیزان )
دست مرد دزد و زن دزد را ، به کیفر عملی که انجام داده اند ، بعنوان یک مجازات الهی ، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است. ( آیت الله مکارم شیرازی )

فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ   ( آیه 38 سوره مائده )

پس هر کس بعد از ظلمش توبه کند و آنچه را فاسد کرده اصلاح نماید، پس همانا خداوند بسوی او باز می گردد و توبه اش را می پذیرد، بدرستی خدا آمرزنده و مهربان است. ( تفسیر المیزان )
اما آن کس که پس از ستم کردن ، توبه  و جبران نماید ، خداوند توبه او را می پذیرد ( و از این مجازات معاف می شود ، زیرا ) خداوند ، آمرزنده و مهربان است. ( آیت الله مکارم شیرازی )

 
چند سوال

چرا دین اسلام که دین عطوفت و  مهربانی است ، چنین حکم خشنی را صادر کرده است ؟
ایا درست است دست یک سارق بریده شود ؟
ایا یک کودک نابالغ که از روی نادانی دست به دزدی می زند باید تا اخر عمر با دست قطع شده زندگی کند ؟
ایا یک فرد بیچاره و تنگدست که دچار لغزش می شود و دزدی می کند باید دست او بریده شود ؟
ایا کسی که به سبب گرسنگی دست به دزدی می زند سزایش قطع دست او است ؟

اگر به این حکم به صورت سطحی نگاه کنیم حکمی خشن و ناعادلانه میباشد. اما حقیقت چیز دیگری است.
اسلام با شناخت عمیق خود به انسان ، احکامی را وضع می کند که بیشترین کارایی را داشته باشد و منطبق بر انسانیت ، فطرت و حقوق تمام انسان ها باشد.
با کمی تحقیق و تامل در مورد ایات شریفه بالا و سنت پیامبر و امامان و همچین بزرگان دین ، خواهید دریافت که حکم بردن دست سارق شامل هر نوع دزدی نمیشود و این بریدن دست شامل افرادی می شود که حقیقتا دزد هستند و همانند یک غده سرطانی برای جامعه اند که باید از پیکر جامعه حذف شود.

بر طبق برداشت و استخراج فقها و بزرگان دین از سنت پیامبر و امامان ، حکم بریدن دست سارق زمانی اجرا می شود که شرایط زیر برقرار باشد. (1)

1- دزد بايد به‌ سن‌ بلوغ‌ رسيده‌ باشد. بنابراين‌ طفل‌ غير بالغ‌ اگر سرقت‌ كند اينگونه‌ از حدّ دربارۀ او اجراء نمي‌شود؛ بلكه‌ حاكم‌ شرع‌ وي‌ را تعزير مي‌كند.
2- عاقل‌ باشد؛
3- سرقت از روي‌ اختيار او باشد. اگر كسي‌ را مجبور به‌ دزدي‌ كنند، حكم‌ قطع‌ دست او جاری نمیشود.
4- مال مسروقه حِرز باشد يعني‌ جاي‌ سربسته‌ و قفل‌ زده‌ شده‌. بنابراين‌ اگر كسي‌ مالي‌ را از صحرا، و جادّه‌، و حمام‌، و مسجد و نظير اين‌ اماكن‌ كه‌ محلّ رفت‌ و آمد است‌؛ بدزدد ، دست‌ او را نمي‌برند.
5- سارق‌ خودش‌ هَتْك‌ حَرز كند، يعني‌ خودش‌ قفل‌ را بشكند يا ديوار خانه‌ را سوراخ‌ كند. دراين‌ صورت‌ اگر شخص‌ ديگري‌ قفل‌ را بشكند، و اين‌ سارق‌، مال‌ را بدزدد ، حكم‌ قطع‌ دست براي‌ او جاری نیمشود‌.
6- دزدي‌ از روي‌ شبهه‌ مِلكيّت‌ و مأذونيّت‌ در تصرّف‌ نباشد . بنابراين‌ اگر كسي‌ بگمان‌ آنكه‌ چيزي‌ مال‌ اوست‌ و يا اذن‌ تصرّف‌ آنرا دارد و يا حاكم‌ دربارۀ او چنين‌ شبهه‌اي‌ را بنمايد، حدّ بر او جاري‌ نيست‌.
7- مال‌ دزديده‌ شده‌ بايد رُبع‌ دينار طلاي‌ خالص‌ سكّه‌ زده‌ شده‌ ، و يا بقدر قيمت‌ آن‌ باشد. و اگر از اين‌ مقدار كمتر باشد دست‌ سارق‌ را نمي‌برند. ( به طور تخمینی چیزی حدود سه و نیم گرم طلا )
8- دزدي‌ باید سِرّا باشد؛ يعني‌ مخفيانه‌ دزدی انجا شود. يعني‌ اگر دزد در حضور مالك‌ چيزي‌ بدزد. حدّ قطع‌ يد بر او جاري‌ نيست‌.
9- دزدي‌ از پدر نسبت‌ به‌ مال‌ پسرش‌ نباشد؛ در اين‌ صورت‌ حكم‌ جاري‌ نيست‌.
10- دزدي‌ غلام‌ نسبت‌ به‌ مال‌ آقا و مولايش‌ نباشد، در اينصورت‌ حكم‌ جاري‌ نيست‌.
11- دزدي‌ در عامِ مَجاعة‌ نباشد؛ يعني‌ در سال‌ خشكي‌ و تنگي‌ كه‌ قحطي‌ پيش‌ آمده‌ است‌؛ نبوده‌ باشد. و چنانچه‌ دزدي‌ در اين‌ سال‌ها چيزي را‌ بدزدد؛ حكم‌ قطع‌ يد دربارۀ او نيست‌.
12- ارجاع‌ دزد به‌ حاكم‌ به‌ درخواست‌ غَريم‌، يعني‌ كسي‌ كه‌ مال‌ او را دزديده‌اند، بوده‌ باشد. بنابراين‌ اگر غريم‌ از حقّ خود بگذرد، و دزد را ارجاع‌ به‌ حاكم‌ ندهد، حدّي‌ دربارۀ وي‌ اجرا نمي‌گردد.

و در نهایت سرقت‌ و دزدي‌ ، در نزد حاكم‌ به‌ اقرار و اعتراف‌ خود سارق‌ و يا با شهادت‌ دو نفر مرد متّقي‌ و عادل ‌، به‌ اثبات برسد.

بريدن‌ دست‌ ، عبارت‌ است‌ از بريدن‌ چهار انگشت‌ دست‌ راست‌ فقط‌: خِنصِر و بِنصر و وسطي‌ و مُسبِّحه‌ (سبّابه‌) و بايد انگشت‌ ابهام‌ را كه‌ شصت‌ است‌ و تمام‌ كف‌ دست‌ باقي‌ بماند.

با کمی تامل در مورد شروط ذکر شده درمیابیم که اسلام با شناخت کامل بر روی انسان ، تمامی شرایط را در نظر گرفته است.
از نظر اسلام فرد نابالغ و یا کسی که عاقل نباشد ، در صورت ارتکاب دزدی مستحق بریدن دست نمی باشد.
از نظر اسلام اگر فردی در زمان قحطی و خشکسالی سرقتی را انجام دهد ، دست او بریده نمی شود.
از نظر اسلام اگر پدر از فرزندش چیزی بدزد و یا غلام از صاحب خانه ، مشمول قطع دست نمی شود.
از نظر اسلام اگر دزدی در حضور صاحب خانه باشد و مخفیانه نباشد ، دست دزد قطع نمی شود.

اگر به شروط ذکر شده دقت کنید ، خواهید دریافت که اسلام برای دزدی هایی که بر اساس یک وسوسه یا تحریک و یا از روی نادانی باشد و یا از روی اشتباه یا سو برداشت ، انجام شود  ، مجزات سخت بریدن دست را اعمال نمی کند ، از نظر اسلام کسی مستحق بریدم دست است که دزد است ، کار و درامدش دزدی است ، به اموال دیگران چشم طمع دارد ، با علم و اگاهی می دزد ، نقشه میکشد ، رشوه می دهد ، زد و بند می کند ، اختلاس می کند و  ...
 
از نظر اسلام این افراد همانند یک انگل ، یک غده سرطانی هستند که باید درمان شود ، باید از پیکر جامعه اسلامی جدا شود. باید دست کسی که به مال و اموال دیگران دست درازی می کند بریده شود ، باید برای این افراد این چنین مجازات سخت و وحشت اوری وضع شود.

 امروز اگر شاهد اختلاس های میلیاردی هستیم ، اگر شاهد رشوه های کلان و حساب سازی ها و جابه جایی پول ها و سو استفاده از نظام پولی و بانکی هستیم ، اگر شاهد دزدی های کوچک و بزرگ هستیم ، اگر هر کسی اجازه دست درازی به مال دیگران را به خود می دهد ، اگر امروز افرادی به بیت المال و مال و سرمایه ملت اسلامی دستبرد می زند ، اگر امروز ، هر سود جویی به راحتی به فکر دزدی و کلاه برداری می افتاد ، فقط و فقط به این علت است که از احکام و دستورات اسلام دور شده اییم و بی شک تنها راه نجات ،  بازگشت به اسلام و حقیقت اسلام است.

اولین شرط مجازات این است که خود مجازات باز دارنده باشد ، یعنی فرد با در نظر گرفتن مجازات از انجام جرم منصرف شود ، مسلما حکم اسلام بر بریدن دست سارق یک حکم محکم و باز دارنده است.

اگر ان مسئول ، اگر ان مدیر ، اگر ان رئیس بانک ، اگر ان کارمند ، اگر ان تاجر ، اگر ان شخص ، همان شخصی که به خود اجازه می دهد دزدی کند ، اگر لحظه ایی به قطع شده انگشت خود می اندیشید بی شک قدم از قدم بر نمی داشت ، بی شک اگر به حکم قاطع و صریح اسلام می اندیشید ، هیچ وقت به خود  اجازه دست درازی به مال دیگران و ملت اسلامی را نمی داد. (2)

چرا ؟
چرا امروز جزای یک اختلاس گر باید چند سال زندان باشد ؟!
چرا باید یک بیچاره که از فشار تنگ دستی دست به دزدی می زند با یک محاکمه ساده محکوم شود و یک اختلاس گر با کمال احترام محاکمه شود و شاید هیچ وقت محکوم نشود ؟!!
چرا باید یک مسئول یا یک مدیر به خود اجازه دست درازی به مال دیگران و ملت اسلامی را بدهد ؟
چرا مجازات برای چنین دزدی هایی که اثار دزدی انها کم از جنایت نیستند ، سخت و باز دارنده نیست ؟
چرا امروز ما با سطحی نگری ، با ترس از اجرای احکام الهی ، با مصلحت اندیشی های بی مورد ، و یا بدبینانه تر  ، برای باز شده راه سو استفاده خود ، احکام ناب اسلامی را به حاشیه می بریم و در موزه تاریخ به ان می نگریم و به خیال خود از ان پاسداری می کنیم.

بیاید عمیق به اسلام و احکام اسلام بنگریم.

 

پاورقی
------------------------------------
(1) شروط ذکر شده برگرفته از  کتاب نور ملكوت قرآن / جلد اول ، صفحه 45 ، تالیف علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني  می باشد.
 
(2) ایا می دانستید در قانون جمهوری اسلامی ایران نیز حکم حد برای سارق و بریدن دست سارق وجود دارد ؟! در ماده ۱۹۸ قانون مجازات اسلامی ، شرایط و حد سارق بیان شده است .
اما وضع و وجود قانون کجا ، اجرا و عمل به ان کجا !! این قانون نیز مثل برخی قوانین دیگر بیشتر وجود دارد تا وجوب.

برچسب‌ها: حکم بریدن دست سارق در اسلام, قطع دست دزد, بریدن دست دزد در اسلام, حکم سرقت در اسلام, حکم دزدی در اسلام
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 23:7 توسط غریبه l    


انجمن وبلاگ  جهت گفتگو و درج مطالب خود به انجمن وبلاگ " اسلام و مسلمان " بروید.






آخرین مطالب وبلاگ


:: <-PostTitle->

با وبلاگ " اسلام و مسلمان " تبادل لینک اتوماتیک کنید . کلیک کنید
مطالب قدیمی‌تر